سرزمین تاریک جلد 16، کیمون، سگ شکاری

12,000 تومان

مجموعه نبرد هيولاها، داستاني است پر ماجرا و فانتزي. جهاني بين واقعيت و خيال. ماجراهايي كه توسط اژدهاي آتش، مار دريايي، غول كوهستان،مرد اسبي ، هيولاي برفي و پرنده‌ي آتشين به وجود مي‌آيد. اين هيولاها كه با طلسم شيطاني جادوگري وحشي مسلح شده‌اند، سرزميني را كه روزگاري از آن مراقبت مي‌كردند، نابود مي‌كنند.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات
سرزمین تاریک جلد 16، کیمون
نویسنده
آدام بلید
مترجم
محمد قصاع
نوبت چاپ ——-
تعداد صفحات 104
نوع جلد شومیز ـ ته چسب
قطع رقعی کوتاه
سال انتشار 1393
سال چاپ اول 1393
موضوع
رمان
نوع کاغذ ——-
وزن گرم
شابک 9789645369833

 

حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
ابعاد 19 × 14 × 0.5 سانتیمتر
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سرزمین تاریک جلد 16، کیمون، سگ شکاری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Atta.Afroozeh
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

پیامبران (جلد 5) – هود (ع)

15,000 تومان
کتاب پیامبران (جلد 5) - هود (ع)، جلد پنجم از مجموعه پیامبران و قصه هایشان برای کودکان 6 تا 10 سال، به بیان داستان هود علیهم السلام می پردازد و نوشته ی حسین فتاحی و تصویرگری حمید رضا بیدقی و چاپ انتشارات قدیانی می باشد. در هر یک از داستان های مجموعه پیامبران و قصه هایشان، زندگی و شرح ماجراهای یکی از پیامبران، به صورت داستانی مختصر و ساده، همراه با نقاشی های جذاب و زیبا آورده شده است.داستان ها بر اساس قرآن کریم و منابع موثق دیگر پدید آمده اند. داستان 26 پیامبر از حضرت آدم ع تا حضرت محمد ص، پیغمبر دین مبین اسلام در این مجموعه آورده شده است

نخستین (جلد 4) – اطلس پرچم من

180,000 تومان
کتاب نخستین (جلد 4) - اطلس پرچم من، از مجموعه کتاب‌های مرجع کودک و نوجوان، گامی شگفت‌انگیز برای آشنایی کودکان با پرچم کشورهای مختلف جهان است. این کتاب با تصاویری جذاب و رنگی و مطالبی ساده و آموزنده، دنیای پرچم‌ها را به کودکان معرفی می‌کند.

دنیای شاد 4 سالگی ما پسرها، (خیال پردازی می کنم،کشف می کنم،آشپزی می کنم و تعمیرکاری می کنم)

125,000 تومان
کودکان در یک سالگی توانایی های حرکتی و شناختی مخصوص به خود را دارند و با شناخت این توانایی ها تربیت و پرورش آنها آسان تر می شود. در این کتاب داستان و شعری برای کودکان این رده ی سنی در نظر گرفته شده است. همچنین در بخشی از کتاب احساس ها و حالت های یک کودک یک ساله و کارهایی که قادر به انجام آنهاست، با شکل های رنگی توضیح داده شده است.

شازده کوچولو

5,000 تومان
در کتاب شازده کوچولو، راوي كه روزي هواپيمايش در صحراي آفريقا؛ هزار مايل دور از هر آبادي سقوط كرده است، با آقاكوچولويي استثنايي رو‌به‌رو مي‌شود كه به او مي‌گويد: «لطفاً براي من يك گوسفند بكش.» شازده‌كوچولو مسافري است كه از سياره ي كوچك به زمين آمده است كه بزرگ‌تر از يك خانه نيست. او سه كوه آتشفشان (دو فعال و يك خاموش) و گل سرخي در سياره‌اش دارد كه در زيبايي و غرور، در تمام كهكشان بي‌نظير است. غرور گل‌سرخ، آرامش دنياي شازده‌كوچولو را بر هم مي‌زند و او سفر به سيارات را آغاز مي‌كند و گذارش به زمين مي‌افتد. در زمين، دوستي او با يك روباه، رازهاي بزرگي را بر او آشكار مي‌كند.

ضيافت

130,000 تومان
ضیافت، اثری نوشته ی افلاطون است که 385 سال قبل از میلاد مسیح به رشته ی تحریر درآمد. ضیافتی در یونان برپاست. گروهی از متفکرین آتن در بزم میگساری جمع اند و دیدگاه های خود را در مورد عشق مطرح می کنند. در مکالمات آن ها، موضوعاتی چون نقش های جنسیتی، روابط جنسی در جامعه و تعالی غرایز اساسی انسان، بازتاب دارد. این مباحثه زمانی اوج می گیرد که سقراط، استاد افلاطون، دیدگاه های مرسوم زمانه را به چالش می کشد. او مدافع عشقی معنوی است که به تعالی روح انسان می انجامد. در کتاب ضیافت، دیدگاه ها و ایده های متفاوتی درباره ی ماهیت عشق، با مهارتی کم نظیر در هم تنیده شده اند: عشق به عنوان واکنشی به زیبایی، نیرویی کیهانی، انگیزه ای برای کنش های اجتماعی و ابزاری برای تربیت اخلاقی.

داستان‌های قدیمی از کاستیا لا بیه‌خا

10,000 تومان
کتاب داستان‌های قدیمی از کاستیا لا بیه‌خا: ميگل دليبس (۱۹۲۰ - ۲۰۱۰) در داستان‌هاي قديمي از کاستيا لا بيه‌خا تصاويري شگرف از جهان روستاييِ اسپانياي اوايل قرن بيستم پيش مي‌نهد و با نثري ظريف، غني و ساده خواننده را با فضاي زيستِ مردمان کاستياي قديم آشنا مي‌کند. روايتِ ژرفِ اين داستان‌ها آميزه‌اي است از حسِ هم‌دلي با روستا و تجربه‌ي دل‌کندن از آن.
روزي که روستا را ترک گفتم، دو‌قلوها کنار هم روي تخت‌خواب آهني خوابيده بودند. وقتِ بوسه بر پيشاني آن‌ها، نگاه کلارا را ديدم که بر من خيره بود، با يک چشم بسته و خواب و يک چشم کبود و مات. فنرهاي تخت، با نواي جيرجير ناشي از اندک خزيدن کلارا، انگار که واژه‌ي خداحافظ را در ذهن من تکرار مي‌کردند. با پدر حرفي از رفتن نگفتم… نه خدانگه‌داري… نه نگاهي دست‌کم… فراموش‌ام نمي‌شد که گفته بود: «روزي که تصميم به رفتن گرفتي، فراموش کن پدري داري»، و من همين کار را کردم