سرود کریسمس
95,000 تومان
کتاب سرود کریسمس نوشته چارلز دیکنز ترجمه فرزانه طاهری توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات خارجی، داستان خارجی، رمان خارجی به چاپ رسیده است.
دیکنز سرود کریسمس را زمانی نوشت که بزرگداشت این ایام سالیان سال بود از رونق افتاده بود. این داستان پس از انتشار با استقبال کمنظیر در بریتانیا و در اندک مدتی در بسیاری از کشورهای دیگر روبهرو شد و نزدیک به دویست سال است که ذرهای از محبوبیتش کاسته نشده؛ این را میتوان از تداوم اقتباس از این داستان به شکلهای گوناگون دید. ایام کریسمس با سرود کریسمس گره خورده است.
دیکنز در این داستان، همچون آثار دیگرش، بشردوستی عمیق خود را آشکار کرده است. او در تمام زندگیاش تلاش کرد تا با قلم شیوا و رسای خود وجدان عمومی جامعه را علیه شرایط اسفبار زیستِ تهیدستان، بهویژه وضعیت غیر انسانی کودکان کار در بریتانیا، بشوراند و با اقداماتش و فراهم آوردن امکان آموزش برای این کودکان وضعیت آنها را بهبود بخشد. سرود کریسمس بزرگداشت روحی است که باید بر این ایام جشن و سرور حاکم باشد
معرفی مباحث کتاب سرود کریسمس
روح مارلی
نخستین سه روح
دومین روح
آخرین روح
پایام ماجرا
فقط 1 عدد در انبار موجود است
سرود کریسمس
نویسنده | چارلز دیکنز |
مترجم | فرزانه طاهری |
نوبت چاپ | دوم |
تعداد صفحات | 144 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1402 |
شابک | 9789642132966 |
وزن | 0.17 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
جنگاوران 3 لژیونر
در سال ١٠٠ میلادی، یکی از نخستین سالهای سلطنت امپراتور مارکوس اولپیوس نروا ترایانوس، امپراتوری روم حدو مرزی نمیشناسد. مرزهای کشور روم از یک سو به صحراهای ماورای پالمیرا میرسد و از سوی دیگر به صخرهها و هوای مهآلود بریتانیا. با این همه، در هر کجای روم مخاطراتی وجود دارد. بیایید به ارتش روم ملحق شوید.
گور به گور
بخشی از کتاب گور به گور
«دارل رفته جکسن. گذاشتنش تو قطار، میخندید، تو اون واگنِ دراز هی میخندید، رد که میشد کلههاشون رو برمیگردوندند، عین کلّه جُغد. گفتم «به چی میخندی؟» «آره آره آره آره.» دو نفر گذاشتنش تو قطار. کت ناجوری تنشون بود، جیب پشتی طرف راستشون بالا اومده بود. پشت گردنشون رو خط انداخته بودند، انگار همین تازگی دو نفر سلمونی با هم با گچ خط کشیده بودند مثل مال کش. گفتم «به این هفتتیرها میخندی؟» گفتم «چرا میخندی؟ برای این که از صدای خنده بدت میآد؟» دو تا صندلی به هم چسبوندند که دارل بشینه کنار پنجره بخنده. یکیشون پهلوش نشست، یکیشون رو صندلی رو به روش نشست، که عقب عقب میرفت. یکیشون باید عقب عقب میرفت، چون که پول دولت پشت هر دونهش یک صورت داره، هر صورتیش هم یک پشت داره، اینها هم سوار پول دولت شدهاند، که گناه داره. سکه پنج سنتی یک روش زنه یک روش گاومیش؛ دو تا صورت داره ولی پشت نداره. من نمیدونم این چیه. دارل یک دوربین کوچک داشت که زمان جنگ تو فرانسه خریده بود. توش یک زن بود و یک خوک که دو تا پشت داشتند ولی صورت نداشتند. من میدونم این چیه. «برای همین داری میخندی، دارل؟» «آره آره آره آره آره آره.»»شاهکارهای ادبی مصور 5… موبی دیک
از گوشه و کنار ترجمه
کتاب قورباغه ربایی (آرمنته ی جن زده 3)
معرفی کتاب قورباغه ربایی اثر انجی سیج
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.