سنت ایروین و زسترازی

130,000 تومان

سنت ایروین و زستراتزی دو داستان بلند از دستۀ ادبیات گوتیک به قلم پرسی شلی هستند که نویسنده در سال ١٨١٠ آن‌ها را به رشتۀ تحریر درآورده.

سنت ایروین داستان مردی به نام وولفشتاین است که از بدِ حادثه در کوه‌های آلپ و در میان طوفان به گروهی راهزن برخورد می‌کند. سردستۀ راهزنان از او خوشش می‌آید و از او می‌خواهد تا با آن‌ها همراه شود. وولفشتاین، که مسیر دیگری در زندگی پیش روی خود نمی‌بیند، به راهزنان می‌پیوندد و با آن‌ها دست به غارت می‌زند. تا این‌که شبی بابت جرم‌هایی که مرتکب شده خود را ندامت می‌کند. در همین شب راهزنان کُنتی را می‌کشند و دختر زیباروی او را به اسیری می‌گیرند. وولفشتاین و رئیس راهزنان هر دو عاشق دختر کنت می‌شوند. وولفشتاین تنها راه به دست آوردن دختر را مرگ رئیس می‌بیند.

پرسی شلی در سرودن شعر نیز بی‌رقیب بود. نمونۀ اشعار او را می‌توانید در داستان سنت ایروین بخوانید.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

سنت ایروین و زسترازی

نویسنده
پرسی شلی
مترجم
مهرداد وثوقی
نوبت چاپ ١
تعداد صفحات ٣٠٠
نوع جلد سلفون
قطع پالتویی
سال نشر ١٤٠١
سال چاپ اول ——
موضوع
ادبیات گوتیک
نوع کاغذ تحریر
وزن ٥٢٣ گرم
شابک 9786220404200
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.523 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سنت ایروین و زسترازی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

خلاصه کتاب

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کمدی با كشوهای رنگی

70,000 تومان
دیکتاتوری فرانکو در اسپانیا و جدال جمهوری‌خواهانِ متحد در جناح چپ با این دیکتاتوری زمینه‌ساز این مهاجرت اجباری می‌شود. کمدی با کشوهای رنگی در واقع داستان زنان قدرتمندی است که در این شرایط بغرنج سیاسی اجتماعی و در پی این مهاجرت ناخواسته تلاش می‌کنند با سرنوشتشان روبه‌رو شوند، آن‌ها می‌آموزند که چگونه در فرانسه بدون خانواده‌هایشان زندگی جدیدی برای خود بسازند و همچون زنان فرانسه در جامعۀ آنجا نقش‌آفرینی کنند.

شخصیت معاصر … بی‌نظیر بوتو

7,500 تومان
نخست‌وزیر پاکستان و فعال سیاسی بی‌نظیر بوتو در سال ١٩٥٣ در شهر کراچی به دنیا آمد . پدرش ذوالفقارعلی بوتو سنت ازدواج توافقی میان خانواده‌ها را زیر پا گذاشت و با دختری به نام نصرت اصفهانی ازدواج کرد که دوستش داشت . حزب خانم بوتو بعد از اعدام پدرش به وجود آمد که مدافع بی چون و چرای دموکراسی و حقوق بشر شد . خانم بی‌نظیر بوتو پیش از به قدرت رسیدن حزبش در سال ١٩٨٨ ، سال‌های زیادی را در زندان و تبعید گذراند و زمانی که به نخست‌وزیری پاکستان رسید اولین زنی بود که به ریاست دولت منتخب در یک کشور اسلامی منصوب می‌شد . او هنگام تصاحب این پست ٣٥ ساله بود و تنها یک سال از ازدواجش می‌گذشت .

ارتش ایران هخامنشی

15,000 تومان
امپراتوری ایران در روزگار شاهان هخامنشی تقریبا دویست سال بر خاور نزدیک و مدیترانه خاوری تسلط داشت. این بزرگ ترین امپراتوری ایران بود که جهان تا آن زمان به خود دیده بود. برخی از مورخان معتقدند کوروش هخامنشی در ارتش و سازمان اداری هخامنشی برخی ویژگی های متمایز ایجاد کرد. اما معلوم نیست این امور حقیقتا تا چه اندازه کار وی بوده است . منابع تاریخ نظامی هخامنشی سرشتی ناهمگون دارد. با توجه به این که ایرانیان کمی بودند که به تاریخ نگاری پرداختند لذا در این کتاب برای یک گفتار منسجم نویسنده به مورخان یونانی اتکا دارد. نخستین و بزرگ ترین این مورخان؛ هردوت است که به عنوان زمینه ای برای داستان اصلی خود، نبردهای بزرگ ایران و یونان، به تشریح برپایی امپراتوری هخامنشی پرداخت. کتاب ارتش ایران هخامنشی سازمان نظامی این امپراتوری، فرماندهی، آموزش های نظامی پارس ها، یگان های پاسداران، سربازان استان ها و سازماندهی یگان ها را مورد واکاوری قرار داده و در فصول بعد جامه های پارسی و مادی، سربازان ایرانی و بیگانه و آماده سازی ارتش را بررسی می کند. این کتاب در ١٥٠ صفحه و با عکس های رنگی راهی بازار نشر شده است.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت

کتاب امشب کنار غزل های من بخواب

135,000 تومان
معرفی کتاب امشب کنار غزل های من بخواب افشین یداللهی متولد 1347 پزشک و متخصص اعصاب روان است که بیشتر به واسطه ترانه هایش در ایران مشهور است. وی با صدا و سیما همکاری های بسیار زیادی داشت و برای سریال های متعددی ترانه سرود. از جمله سریال هایی که یداللهی برای آن ها ترانه سرود می توان به مدار صفر درجه، شب دهم، میوه ی ممنوعه و خوش رکاب اشاره کرد. همچنین با خوانندگان مطرحی چون همایون شجریان، احسان خواجه امیری و… در آلبوم های آن ها همکاری کرده است. انتشارات نگاه پس از منتشر کردن مجموعه ترانه های افشین یداللهی به نام “جنون منطقی” و استقبال زیادی که از این کتاب صورت گرفت اقدام به چاپ دو مجموعه شعر دیگر از این شاعر کرد به نام های “حرف هایی که من باید می گفتم و… تو باید می شنیدی” و “امشب کنار غزل های من بخواب”. این کتاب مجموعه ای از غزل و چند مثنوی است که در 144 صفحه توسط انتشارات نگاه به چاپ رسیده است. همچنین امشب کنار غزل های من بخواب نیز نام آلبومی از همایون شجریان است که برخی اشعار یداللهی را خوانده و اسم آلبوم نیز برگرفته از شعری به همین نام است.

مارتین هایدگر

75,000 تومان
مارتين هايدگر خداوندگار پنهان انديشه مدرن است. تأثير او بر متفكران نيمه دوم سده بيستم، اغلب بي آن كه تصريح شود، فراگير بوده است، مخصوصاً بر آن ملغمه‌اي كه در علوم انساني با عنوان عجيب (نظريه) شناخته مي‌شود. انديشه‌هاي هايدگر با ژرف‌ترين پيش‌فرض‌هاي عموماً ناانديشيده هرگونه كار فكري سر و كار دارد و ذات اشتياق به دانايي را مورد بازانديشي قرار مي‌دهد. در نيمه دوم سده بيستم، عمدتا تحت تأثير مستقيم يا غيرمستقيم هايدگر بود كه ديدگاه سنتي، مبني بر اين كه پژوهش فكري و علمي و در كل جست و جوي حقيقت در گوهر خود بي‌طرف يا حتا منتقد اشكال توجيه‌ناپذير اقتدار است، جاي خود را به بحث‌هايي از اين دست داد كه شوق دانستن اغلب زير نفوذ عناصر سلطه و نظارت قرار دارد. هايدگر در سال 1976 و در سن هشتاد و شش سالگي درگذشت، و امروز كار او حتا از آن زمان هم اعتبار بيشتري يافته، به ويژه در خاك اصلي اروپا كه زوال ماركسيسم به نقد راديكال هايدگر از انديشه غربي نمود تازه‌اي بخشيده است.