




شاهکارهای ادبی مصور 6… اولیور تویست
28,000 تومان
جک لندن با سپید دندان از مبارزه برای زندگی می گوید و آزادی را از دریچه چشمان نگران سپید دندان به تصویر کشیده است. اچ. جی. ولز از دشواریهای زندگی مرد نامرئی میگوید که در عین هیجان، دست آخر تنهایی و مرگ او را روایت میکند و همچنین در جنگ دنیاها از موجودات دیگر کرات سخن میگوید و از ساکنان آنجا که در کمین نشستهاند تا به کره زمین حمله کنند. ژول ورن در سفرهای غیرمنتظره و هیجانانگیزش داستان زیر دریایی کاپیتان نمو، ناتیلوس، را بازگو میکند که هزاران فرسنگ در زیر دریا، سرزمینی آزاد برای خودش درست کرده و همگان را به تماشای آنجا دعوت میکند. او همچنین ما را به اعماق زمین میبرد و مرکز آنجا را نشانمان میدهد. هرمان ملویل در موبی دیک از کینه و انتقام یک دریانورد میگوید که قصد دارد نهنگی سفید را شکار کند اما خود و همراهانش طعمه مرگ میشوند.
در ماجراهای تام سایر، مارک تواین، خاطرات کودکی کنجکاو و بازیگوش را روایت میکند که همراه دوستش هاک شاهد یک قتل بودهاند. همچنین دیکنز نویسنده بزرگ انگلیسی داستان کودکی یتیم به نام اولیور تویست را برای خوانندگان تعریف میکند که چگونه گرفتار گروهی تبهکار میشود. او. هنری (ویلیام سیدنی پورتر) از هدیه سال نو میگوید که زنی جوان قصد دارد برای همسرش هدیهای بگیرد اما… و در پایان اسکار وایلد در کتاب شاهزاده خوشبخت قصه فقر و نیستی و وفاداری را روایت میکند.
این ده کتاب به صورت «کمیک استریپ» و هرکدام به طور جداگانه، خلاصه شده نسخههای اصلی داستانها هستند.
در انبار موجود نمی باشد
شاهکارهای ادبی مصور 6… اولیور تویست
نویسنده |
چالز دیکنز
|
مترجم |
رضا مرتضوی
|
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٤٨ |
نوع جلد | شومیز |
قطع | وزیری |
سال نشر | ١٣٩٩ |
سال چاپ اول | ١٣٩٤ |
موضوع |
——
|
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | ٢٢٢ گرم |
شابک | 9786006753966 |
وزن | 0.222 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
کتاب طوفان
کتاب برای خرس
مدیریت زمان
کتاب خاطرات من
خانواده درمانی
ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.