



شکوفه هاي عناب
130,000 تومان
معرفی کتاب شکوفه های عناب اثر رضا جولایی
کتاب شکوفه های عناب نوشته ی نویسنده ی ایرانی، رضا جولایی است.
شکوفه های عناب ماجرای مرگ میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل را در دوران مشروطه روایت می کند. میرزا جهانگیر خان صوراسرافیل روزنامه نگاری آزاد خواه است که داستان مرگ دلخراش او از زبان نزدیکانش گفته می شود.
این افراد عبارتند از زرین تاج همسر او، داوود خان دستیارش، بوریس نیکولایف افسر لیاخوف و طیفور خان قزاقی ایرانی. از طریق این چهار راوی ما ماجرای مرگ را از زاویه دید های گوناگون دیده و گفته های متفاوت این افراد را در کنار هم قرار می دهیم تا به داستان درست و حقیقی دست بیابیم.
داستان شکوفه های عناب که بر اساس واقعه ای حقیقی و تاریخی در برهه ای خاص از تاریخ است با وقایعی خیالی نویسنده اش نیز در هم آمیخته است تا بر جذابیت روایی آن افزوده شود.
خواندن این روایت جذاب که در دل دورانی خاص مانند دوران مشروطه رخ می دهد خواننده را با وقایع تاریخی آن دوران آشنا کرده و به او بینشی صحیح جهت درک و قضاوت وقایع می بخشد.
رضا جولایی در تمام آثار خود از تاریخ بهره می برد تا بتواند مفاهیمی انسانی را به تصویر کشد و مسائل سیاسی هر دوره را به خوبی بررسی کند.
از دیگر کتاب های این نویسنده می توان به سوء قصد به ذات همایونی، قصه های سیماب و کیمیای جان، پاییز 32 و … اشاره کرد که در همه ی آنها تاریخ نقش بسیار مهمی را بازی می کند.
در انبار موجود نمی باشد
شکوفه هاي عناب
نویسنده |
رضا زنگیآبادی
|
مترجم |
—-
|
نوبت چاپ | 8 |
تعداد صفحات | 149 |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | 1402 |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
ادبیات
|
نوع کاغذ | —– |
وزن | 0 گرم |
شابک |
9789643629182
|
وزن | 0.0 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: aisa
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
قطار به موقع رسيد
در بخشی از کتاب قطار به موقع رسید میخوانیم
آندرهآس که در سکوى قطار شاهد شلوغى و بیا وبرو مردم است با خود مىگوید، مىتوانستم اینجا پیاده شوم، بروم یک جائى، یک جائى آن دور دورها، تا من را مىگرفتند مىگذاشتند سینهکش دیوار؛ دیگر بین لمبرگ و چرنوویتس نمىمردم، در یک گُله جا در ساکسون تیربارانم مىکردند و یا در اردوگاه کار اجبارى دُم سیخ مىکردم. ولى حالا پشت این پنجره ایستادهام، به سنگینى سرب. از جا نمىتوانم بجنبم، سِرّ شدهام، خشکم زده، این قطار مال من است و من هم مال این قطارى که باید من را به طرف سرنوشتم ببرد و عجب این است که هیچ دلم نمىخواهد اینجا پیاده شوم و در کنار رودخانه البه زیر این درختهاى نازنین گردش کنم. دلم پیش لهستان است، آن قدر دلم با تمام وجود، با شور و شوق در گرو این افق لهستان است که عاشقى مىتواند سرگشته و دلباخته معشوقهاى باشد کاشکى قطار راه بیفتد، راهش را دنبال کند! چرا اینجا لنگ کنیم، چرا این قدر گذشته و از صداى پُرطنین خبرى نیست؟ صبر و حوصلهام تمام شده، ترس ندارم، عجیب اینکه دیگر نمىترسم، فقط کنجکاوى و دلواپسى نامعلومى دارم. و با وجود این نمىخواهم بمیرم، مىخواهم زنده بمانم، از لحاظ نظرى زندگى قشنگ است، زندگى با شکوه است، امّا نمىخواهم پیاده شوم، عجیب است، کاش مىتوانستم پیاده شوم. همینقدر کافى است از این راهرو بگذرم، این بارو بندیل مضحک را جا بگذارم و بزنم به چاک، بروم جائى، زیر درختهاى پائیزى گردش کنم، و حالا مثل اینکه از سرب ریختهباشندم، اینجا ایستادهام، مىخواهم در همین قطار بمانم، عاشق و مشتاق تاریکى لهستان، این فاصله ناشناس بین لمبرگ و چرنوویتس که باید در آن جا بمیرم هستم.خاطرات یک آدمکش
معرفی کتاب خاطرات یک آدمکش
کتاب خاطرات یک آدمکش یک رمان جناییِ جذاب از کیم یونگ ها، نویسندهی مطرح اهل کرهی جنوبیست. در این اثر خواندنی، سرگذشت مردی غریب و هنجارشکن نقل شده که سالهای سال در مقام یک قاتل سریالی به زندگی ادامه داده و اینک که به سن پیری رسیده، نقشهای عجیب برای ارتکاب آخرین قتل خود کشیده است... گفتنیست که اثر پیش رو جایزهی Deutscher Krimi Preis را از آن خود کرده است.درباره کتاب خاطرات یک آدمکش
رمانی که مقابل شماست یکی از عناوین خواندنی و درخشانِ ادبیات روزِ کرهی جنوبی به شمار میرود. کیم یونگ ها در کتاب خاطرات یک آدمکش (Diary of a Murderer) داستانی مهیج و جذاب را نقل کرده که ضمن پرکشش بودن، مملو از مضامین فلسفیِ ناب و درونمایههای روانشناختیِ بدیع است. ها در این اثر اوجِ هنر خود را در داستانپردازی به نمایش گذاشته است. هنری که تا اندازهی زیادی یادآورِ هنرِ ادگار آلن پو، نویسندهی سرشناس آمریکاییست. در نثرِ ها همان غرابت نثر پو، و در داستانهای او همان وحشتِ بهطنزآمیختهی داستانهای نویسندهی آمریکایی قابل تشخیص است. آثارِ ها، خصوصاً رمان خاطرات یک آدمکش، از جهاتی به آثار آلبر کامو نیز شباهت دارند. خصوصاً از جهتِ پرداختن به مسائل اگزیستانسیالیستیای چون معنای زندگی، اهمیت فردیت و ... کتاب خاطرات یک آدمکش اولبار به سال 2013 به انتشار رسید. شخصیت اصلی و راویِ این اثر پیرمردی حدوداً هفتادساله است. پیرمرد در تمام طول دوران جوانی و میانسالیاش درگیرِ عملی خطرناک و مهیب بوده است: قتل! آری، او یک قاتل سریالیِ بزرگ با دهها قربانی است. اما حالا مدتها میشود که مرتکب هیچ قتلی نشده. با فرا رسیدن سن پیری، او زندگی آرام و بیدردسری را با تنها دخترش آغاز کرده است. در همین اوضاع و احوال است که او از بیماری آلزایمرش آگاه میشود. حال که بناست فراموشی پیرمرد را در کام خود بگیرد، چرا تا وقت باقیست خاطرات غریب و تکاندهندهاش را روی کاغذ نیاورد؟... در همین اثنا خبرِ هولناکِ وقوع چند قتل نیز در شهر میپیچد. پیرمرد، این قاتل سابق، برای پیدا کردن قاتلِ نوظهور به صرافت میافتد و در این راه تمام شمّ و استعداد و تجربهی تبهکارانهی خویش را به کار میگیرد. او مدعیست که این کار را برای محافظت از دخترش انجام میدهد. اما آیا وسوسهی قتلی تازه نیست که او را برانگیخته؟...عشق روي پياده رو
قسمتی از متن کتاب عشق روی پیاده رو
ملافه را روی محسن میکشم و عینک کوچک ستاره را از چشمهاش برمیدارم. چراغ را خاموش میکنم و به رخت خواب میروم. شاید امشب خواب زودتر سراغم بیاید. اما نمیآید. چراغ را که خاموش میکنم انگار به دنیای دیگری میروم. همه چیز به نظرم غیب میشود و هیچ چیز نمیبینم. حتی محسن و ستاره را که کنارم خوابیدهاند. بعد همه چیز میشود ابراهیم. خیلی سعی میکنم افکارم را به کارهای روزمرهای که انجام دادهام مشغول کنم. به مدیر و مدرسه و بچههای کلاس. اما ذهنم مثل اسب چموشی رو برمیگرداند و ابراهیم میپرد درست وسط کلاس. آنگاه ذهن را از تصاویر آشفته و آميخته به ابراهیم میتکانم تا ابراهیم هم پاک شود و خیال به جایی برود که ابراهیم نباشد. به بعد از ظهر که بی بی صدیقه از روضه آمده بود؟ آمده بود تا عروسکی که برای ستاره خریده بود به او بدهد یا کار دیگری داشت؟ آمده بود به دخترش، نرگس خانم، سر بزند یا عروسک و نرگس خانم بهانه بودند تا آن یک جمله را به من بگوید و برود؟ بی بی صدیقه از آن خبرهها است. هزار و یک مقدمه میچیند تاحرفی را به غیر مستقیمترین شکلش بزند. از وقتی ابراهیم شهید شده بود بیشتر سر میزد تا هم به دخترش نرگس خانم، که حالا مادر شهید شده بود. دلداری داده باشد و هم به من که در واقع عروس دخترش بودم. چه بود آن جمله؟ «امروز نشد فردا، این یکی نشد دیگری، گله چوپون میخواد، زن باید صاحاب داشته باشه.»شمايل تاريک کاخ ها
رویای امریکایی/ داستان باغ وحش
معرفی کتاب رؤیای آمریکایی
کتاب رویای آمریکایی نوشته هاوارد زین امتیاز ویژهای را به علاقهمندان فارسی زبان میدهد تا به دور از آثار پژوهشی و علمی آکنده از عبارات و اصطلاحات دانشگاهی، اثری تاریخی، اما روان و سلیس را دربارهٔ تاریخ مردم آمریکا پیش رو داشته باشند. هاوارد زین به عنوان مورخی مارکسیست، مدعی است که تاریخ آمریکا را از نگاه کارگران، مردمگرایان، سیاهپوستان، زنان، بردگان و سرخپوستان این کشور ارائه کرده است. شیوهٔ او، در واقع دادخواستی علیه سفیدپوستان و نظام سرمایهداری «ایالات متحدهٔ آمریکا» است. او تأسیس جمهوری آمریکا را، اقدامی در راستای کنترل ظالمانهٔ یک اکثریت توسط یک اقلیت سودجو، توصیف میکند و در توصیفی که از صدور اعلامیهٔ استقلال ارائه میکند، آن را نه یک بیانیهٔ انقلابی حقوقی؛ بلکه ابزاری خودخواهانه برای واداشتن گروههای عامهٔ مردم، به سرنگون ساختن پادشاه به نفع ثروتمندان میشناسد. حقوقی که ظاهرا اعلامیهٔ استقلال آن را تضمین میکرد، به زندگی، آزادی و شادمانی مردان سفید و در واقع مردان سفید ثروتمند منحصر میشد؛ زیرا حقوق یاد شده، بردگان سیاه را در برنمیگرفت و نابرابریهای موجود در زمینهٔ مالکیت را نادیده میانگاشت. به بیان دیگر، این اعلامیه متضمن حقوق اجتماعی مردم آمریکا نبود. هاوارد زین اتهام دادههای تاریخی را میپذیرد؛ زیرا از نظر او انعکاس عینیت غیرممکن و نامطلوب است و آن را به نفع پیشبرد آرمانهای بشری و عدالت به نحوی که یک مارکسیست آن را ترجمه و بیان میکند نمیشناسد. اندیشمندی که با تأمل، این اثر تاریخی هاوارد زین را مطالعه میکند، در مییابد که وی، به دلیل رویکرد سوسیالیستی، نه تنها با طول و تفصیل بیشتری از جنبشهای مارکسیستی و کمونیستی سخن میگوید؛ بلکه ضمن دوری گزیدن از نقد این جنبشها با نوعی سهلگیری، از کنار مهمترین جنایات خمرهای سرخ در «کامبوج» هم میگذرد. با توجه به رویکرد انتقادی هاوارد زین، نسبت به جامعهٔ امپریالیستی آمریکا، امروز شاهدیم، نام او که نویسندهٔ پرخوانندهترین متون دانشگاهی این کشور است، در کتابی به نام «پرفسورها» به قلم دیوید هووتیز، در کنار یکصد نفر از اساتیدی آورده شده که برای ایالات متحده خطرناک هستند. پروفسور هاوارد زین (Howard Zinn)، مورخ، نویسنده، نمایشنامهنویس، متفکر و استاد علم سیاست در «دانشگاه بوستون» بود. او بیش از بیست عنوان کتاب را به رشتهٔ تحریر درآورد، که کتاب «تاریخ مردم ایالات متحده» پرفروشترین و تاثیرگذارترین اثر او به شمار میرود. زین، از فعالان حوزهٔ حقوق مدنی، آزادیهای اجتماعی، حقوق گروههای نژادی و جنبش ضد جنگ بود. او در محلهای فقیر نشین در «بروکلین» در خانوادهای به دنیا آمد که پیش از وقوع جنگ جهانی اول به تازگی به «آمریکا» مهاجرت کرده بودند. جنگ جهانی دوم، نقطه عطف مهم زندگی زین به شمار میرفت. او که با شروع این جنگ به نیروی هوایی ارتش پیوست، به عنوان خدمهٔ بمبافکنهای هواپیماهای جنگی به خدمت گمارده شد. این تجربه یکی از عوامل مؤثر در فعالیتهای ضد جنگ زین در سالهای بعد بود؛ زیرا دریافت حملات هوایی که او در آنها نقش دارد، موجب کشته شدن بیش از هزار غیرنظامی فرانسوی و سرباز آلمانی شده است. به گفتهٔ وی، تجربهٔ خدمت در جنگ جهانی دوم، تحقیقاتش دربارهٔ علل این جنگ و نیز تأثیرات بمبارانها، حساسیت او را برانگیخت است و سبب شد که به انتقاد از حملات نظامی «آمریکا» و بمباران شهرهای درزدن، «هیروشیما» و «ناکازاکی» در جنگ جهانی دوم، جنگ «ویتنام» و حمله به «عراق» و «افغانستان» که موجب کشتار غیرنظامیان و مردم بیگناه شده بود، بپردازد. کتاب رویای آمریکایی (A young people’s history of the United States) از زمان چاپ اولین نسخهاش در سال 1980 میلادی به جایگزینی برای کتب رسمی درس تاریخ در دبیرستانهای «آمریکا» مبدل شد و به عنوان مشهورترین اثر منتقدانه از تاریخ ایالات متحده شناخته شد. کتاب حاضر در سال 1981 میلادی برندهٔ جایزهٔ کتاب ملی در آمریکا شد. این کتاب به زبانهای مختلف ترجمه شده و در کشورهای متعدد، جایزههایی نصیب خود کرده است. زین در سال 2003 میلادی جایزهٔ دوستان انجمن دیپلماتیک را به خاطر نسخهٔ فرانسوی کتابش دریافت نمود. در بخشی از کتاب رویای آمریکایی میخوانیم: زنان معدودی در امور اجتماعی و همگانی مثل سیاست، شرکت میجستند، اما طی «انقلاب آمریکا»، فشارهای جنگ، برخی زنان را به عرصهٔ اجتماعی کشاند. آنها گروههای وطنپرستانه تشکیل میدادند، فعالیتهای ضدانگلیسی میکردند و دربارهٔ استقلال، مقالاتی مینوشتند. حتی در سال 1777 م. زنان، نسخهٔ منحصر به فرد خود از مهمانی چای بوستون را منتشر کردند. ابیگیل آدامزدر نامهای به همسرش جان آدامز که حقوقدان و از پدران بنیانگذار بود، مهمانی را توصیف کرد. او نوشت: هنگامی که یک تاجر ثروتمند حاضر نشد قهوه را با قیمت منصفانه بفروشد، دستهای از زنان به طرف انبارش حرکت کردند. پس از آنکه یکی از زنها تاجر را به داخل گاری پرت کرد، مجبور شد کلیدهایش را به آنها تحویل دهد. زنان قهوههای خود را برداشتند و رفتند.طناب کشی
طناب کشي
در بخشی از کتاب طناب کشی میخوانیم
با بیبی راهی خانهی «او» میشویم. چهارراه عاملی مینیبوسها منتظر مسافرند. سربازان همهجا هستند، همینطور لباسشخصیها. من نمیبینمشان. به چشمم نمیآیند، با فهد شیطنت میکنیم. به سبیل رانندهها و سربازها میخندیم. تمام مردانی که بیرون خانه میبینیم مثل هماند. انگار همه یک پدر دارند: «او». عکسها و نقاشیهای دیواری و مردان سبیلو یکیاند. اینها را بعدها میفهمم. بزرگتر که میشوم، میفهمم «آنها» همهجا هستند. حتا کنار چرخ طوافی سبزیفروشیها. وقتی توی بازارچه بیجهت سرم را برمیگردانم عقب، میفهمم که ترسیدهام. از چی، نمیدانم! میفهمم که باید از کسی یا چیزی بترسم. آنها نیستند، ولی حضورشان حس میشود. من و فهد، برای دیدار با زنی میرویم که میگویند مادر ماست، ولی دور از ماست. بیبی اصرار دارد که هر چند وقت یکبار ما را ببرد به دیدار «او». انگار برهای را به آشنایی سینهی میشی میبرد. اگر او مادر ماست چرا ما پیش جدود و بیبی زندگی کنیم؟ مگر هر زنی بیوه میشود باید دیگران بچههایش را بزرگ کنند؟ این فکر همیشه با من بود. میخواهیم برویم نجف اشرف، شارع شیخ خطیب، در سوم. با لباس نو. بیبی کلی خرید کرده. همه سفارش «او» است. پولش را قبلاً خودش داده. قبل از اینکه از ده راه بیفتیم بیبی تلفن میزند به شهر، به نجف، به خانهی دخترش. بیبی گوشی تلفن را میآورد نزدیک گوشم، فکر میکنم میخواهد گوشی را بدهد من صحبت کنم. تا دست دراز میکنم طرف گوشی با دست دیگرش میزند پشت دستم. میخواهد فقط گوش کنم. گوشم را نزدیک میکنم به گوش بیبی تا بشنوم صدای آنطرف خط چه میگوید.محصولات مشابه
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-درونگری
بسیاری از علاقهمندان به فلسفه در ایران که با فضای مجازی بیگانه نیستند نام دانشنامه فلسفه استنفورد را شنیدهاند و چه بسا از این مجموعه کم نظیر بهره هم برده باشند. این دانشنامه حاصل طرحی است که اجرای آن در سال ١٩٩٥ در دانشگاه استنفورد آغاز شد و همچنان ادامه دارد. این مجموعه از مدخلهای مناسبی برای ورود به گسترههای متنوع فلسفی برخوردار است و کسی که میخواهد برای اولین بار با مسأله یا مبحثی در فلسفه آشنا شود، یکی از گزینههای راهگشایی که پیش رو دارد این است که ابتدا به سراغ مدخل یا مدخلهای مربوط به آن در این دانشنامه برود.
نگارش، تدوین و انتشار مدخلهای دانشنامه فلسفه استنفورد به سرپرستی "دکتر ادوارد. ن. زالتا" افزون بر اینکه پیوندی فراگیر میان فضای دانشگاهی و عرصه عمومی برقرار کرده، ویژگیهای درخور توجه دیگری هم دارد و آن اینکه این دانشنامه به ویژه به کار دانشجویان و محققانی میآید که میخواهند در زمینهای خاص پژوهش کنند. ترجمه و انتشار تدریجی این دانشنامه به زبان فارسی و فراهم کردن امکان مواجهه شمار هرچه بیشتری از خوانندگان علاقهمند با آن از جمله اهدافی بوده که چه بسا مورد نظر بانیان این طرح بوده لذا "انتشارات ققنوس" با همکاری گروهی از مترجمان به سرپرستی "دکترمسعودعلیا" و با کسب اجازه از گردانندگان دانشنامه فلسفه استنفورد (SEP) اقدام به ترجمه و انتشار این دانشنامه مینماید و امیدوار است چاپ این مجموعه استمرار پیدا کنددانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-تاریخ هستی شناسی هنر
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-این همانیشخصی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-فلسفۀ تکنولوژی
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-ایمانوئل کانت
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-هگل
دانشنامۀ فلسفۀ استنفورد-هرمنوتیک
دانشنامه فلسفه استنفورد 3: شاخهها و مکتبها
نویسنده | استنفورد |
مترجم | مسعود علیا |
نوبت چاپ | ٢ |
تعداد صفحات | ٧٣٥ |
سال نشر | ١٤٠١ |
نوع جلد | گالینگور روکشدار |
موضوع | فلسفه |
نوع کاغذ | تحریر |
قطع | رقعی |
وزن | ٨٩٧ |
شابک | ٦ -٣٩٠-٠٤٠-٦٢٢- ٩٧٨ |
تولید کننده | ققنوس |
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.