صادق هدایت (از افسانه تا واقعیت)
290,000 تومان
صادق هدايت پرآوازهترين و معمابرانگيزترين نويسنده ايراني قرن حاضر به سال 1281 شمسي زاده شد و زندگي پرمحنتي را گذراند كه به سال 1330 با خودكشي در پاريس به سررسيد. شخصيت و آثار هدايت اثري ژرف بر چند نسل روشنفكران ايران و همچنين تكوين و رشد داستان نويسي مدرن از خود به جاي گذاشت. تاثير بوف كور معروفترين داستان او، به مراتب گستردهتر از حد محافل ادبي ايران بود و توجه منتقدان غربي را نيز برانگيخت.
كتاب حاضر نخستين بررسي جامع از زندگي و آثار هدايت در چشماندازهاي پيشرفتهاي ادبي و سياسي ايران در نيمه اول قرن بيستم است. در اين كتاب كوشش شده است تا گره از راز و رمز نويسندهاي كه پس از مرگش به عنوان بحث انگيزترين و موفقترين نويسنده معاصر ايران مطرح بوده است، گشوده شود.
فقط 1 عدد در انبار موجود است
صادق هدایت (از افسانه تا واقعیت)
نویسنده | محمدعلی همایون کاتوزیان |
مترجم | فیروزه مهاجر |
نوبت چاپ | 1 |
تعداد صفحات | 340 |
قطع و نوع جلد | رقعی شومیز |
سال انتشار | 1398 |
شابک | 9789642134274 |
وزن | 0.4 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Ali
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
هنر خوشبختی
چیستی تکامل
معرفی کتاب چیستی تکامل
چیستی تکامل - انتشارات نی
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
معرفی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها
کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها نوشتهی آرمان آرین دومین مجلد از مجموعهای به همین نام (پتش خوآرگر) است که بر مبنای اوستا نوشته شده و داستان حول محور نبرد تاریکی و روشنایی میچرخد. این مجموعه برای ردهی سنی نوجوان نوشته شده و از پرمخاطبترین و پرافتخارترین مجموعه کتابهای ایرانی است.
دربارهی کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها داستان کتاب پتش خوآرگر 2: مردی از تبار اژدها چنین آغاز میگردد: در شبی که آسمان به رنگ قیر سیاه بود، سی پاره روشنایی -کمتر یا بیشتر- بر دشتی تیره فرود آمدند. ذرات نور در میانهی آسمان چنان در هم آمیختند که هنگام فرود بر زمین، تنها سه پاره شدند. این سه پاره نور به هیبتی همچون انسان، همراه با دست و پا و سر و تن و البته بالهایی شگفتانگیز از جنس فلز در آمدند. جنس بالهاشان چنان بود که با آنها میتوانستند مهیبترینِ صخرهها را بشکافند و از دل آنها عبور کنند. آن سه پارهی نور، که به شکل سه مرد زیباروی در آمده بودند، در مقابل صفهای آغازین لشکر دیوها ایستادند. حضور نورها همهمهای در قلب سپاهیان تاریکی انداخت و سکوت ظاهری آن شب را در هم شکست. طولی نکشید که دیوها و همهی همقطارانشان آن سه نور فرودآمده را در بر گرفتند و در میان انبوهی از یاران خود محاصره کردند. لحظهبهلحظه حلقهی محاصره تنگتر میشد و تاریکی بیش از پیش سه مرد جوان را در بر میگرفت. بوی تعفن نفس دیوها هر دم بیش از پیش میشد..
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.