


لایلیوس در باب دوستی
110,000 تومان
« سیسرو » یکی از فیلسوفان رواقی است . محور تفکر رواقیون طبیعت است . طبیعت از نظر آنها صرفاً شامل موجودات این جهانی نیست ، بلکه کل موجودات اعم از انسان و خداوند را در بر میگیرد. این کتاب در باب دوستی نوشته شده است . بطور حتم درباره دوستی پرسشهای فراوان و متفاوتی میتوان مطرح کرد : رابطه دوستی با فضیلت ، پرسشهای مربوط به چگونگی پایداری دوستی ، ویژگیهای دوستی حقیقی و . . . . « سیسرو » تأثیر بسیاری از افلاطون و ارسطو پذیرفته است ، و در این کتاب به نقل قولهای مستقیم و غیر مستقیم آرای این دو فیلسوف میپردازد . شاید ما دوستان بسیاری داشتهایم ، اما آیا میتوانیم بگوییم دوستی حقیقی چیست و دوست راستین چه کسی میتواند باشد ؟ آیا دوستی نیاز روحانی ما به نفسی دیگر است ؟ آیا ما بدون دوست میتوانیم زندگی کنیم ؟ این پرسشها و هزاران پرسش دیگر در واقع برخاسته از روابط اجتماعی انسانهاست . آیا خود این روابط اجتماعی میتوانند روابطی عقلانی باشند ؟
مبحث دوستی ، همانند دیگر مباحث فکری ، خط سیری در تاریخ اندیشه انسانی دارد که با افلاطون آغاز میشود و با ارسطو قوام مییابد . با ظهور مسیحیت مبحث دوستی وارد سپهری دگرگون میگردد و به نوعی یک امر روحانی و آسمانی تلقی شود . مترجم این کتاب بهنام اکبری پیش از این کتاب « آکویناس » را منتشر کرده و در حال ترجمه کتابهای « تاریخ فلسفه راتلج » و « در باب وحدت عقل » است .
در انبار موجود نمی باشد
نویسنده | مارکوس تولیوس سیسرو |
مترجم | بهنام اکبری |
نوبت چاپ | ١ |
تعداد صفحات | ١١٢ |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | ١٣٨٩ |
سال چاپ اول | – |
موضوع | – |
نوع کاغذ | تحریر |
وزن | 150 گرم |
شابک | 9789643118815 |
وزن | 0.15 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: samanehfathi
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
قدرت اسپینوزا از کجا میآید؟
زیباییشناسی در قرن بیستم
پنلوپه (۶۲) (نمایشنامه)
معرفی کتاب پنلوپه (۶۲) (نمایشنامه)
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.● عزیز دلم، تو صبح و ظهر و شب به او عشق ورزیدهای. حرف که میزد، دوستش داشتی؛ ساکت میماند، دوستش داشتی؛ راه میرفت، دوستش داشتی؛ غذا میخورد، دوستش داشتی؛ میخوابید، باز دوستش داشتی. آدم نمیداند از دست این دوست داشتن تو به کجا پناه ببرد.
چگونه افلاطون بخوانیم
معرفی کتاب چگونه افلاطون بخوانیم
چگونه افلاطون بخوانیم - انتشارات نی
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.