ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب

110,000 تومان

در يك نيمروز تابستاني سال 1862، چارلز داجسن، استاد رياضيات دانشگاه آكسفورد كه دنيا او را به نام لوييس كارول مي‌شناسد، هنگام قايق‌سواري با چند كودك، براي سرگرم كردن آنان في‌البداهه داستاني ساخت و تعريف كرد كه چند روز بعد، هنگامي كه آن را به روي كاغذ آورد، به دوستش گفت تمام شب را بيدار ماندم براي نوشتن لاطائلاتي كه آن روز وقت قايق‌سواري براي آليس سرهم كردم. اما آن لاطائلات! بعدها معروف‌ترين داستان تخيلي كودكان و نوجوانان شد، خوانندگان بسياري ميان بزرگ‌سالان هم يافت، به بيش از پنجاه زبان ترجمه شد، نمايش و فيلم و تئاتر از آن ساختند، و گذشت بيش از يكصد سال، چيزي از شيريني و دلنشيني آن نكاست، چرا كه به قول ويرجينيا وولف: لوييس كارول كاري كرد كه هيچ‌كس موفق به انجامش نشده بود، به دنياي كودكي برگشت و از نو خلقش كرد. آليس… كتابي براي كودكان نيست، تنها كتابي است كه در آن همه ما مي‌توانيم دوباره كودك شويم.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9789643052294 دسته: , ,
توضیحات

ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب

نویسنده لوییس کارول
مترجم زویا پیرزاد
نوبت چاپ 7
تعداد صفحات 138
قطع و نوع جلد رقعی شومیز
سال انتشار 1398
شابک 9789643052294
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.15 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

پوپولیسم

210,000 تومان
کتاب پوپولیسم (درباره عقل پوپولیستی) نوشته ارنستو لاکلائو ترجمه جواد گنجی، مراد فرهادپورتوسط انتشارات مرکز با موضوع علوم اجتماعی، جنبه های جتماعی، جامعه شناسی به چاپ رسیده است. این کتاب از آخرین نوشته‌های ارنستو لاکلائو و به ‌نحوی در حکم شاهکار و محصول نهایی کل تفکر و تجربه‌ی اوست که چهار دهه‌ی پر فراز و نشیب را طی کرده است. مهم‌ترین وجه تلاش‌های فکری لاکلائو موضع‌گیری نظری او در برابر سنت مارکسیستی و مواجهه با بحرانی است که کل این سنت فکری را دربرگرفته و، از این حیث، پوپولیسم، درباره‌ی عقل پوپولیستی عصاره‌ی این مواجهه‌ی پربار است. در واقع، می‌توان گفت کتاب حاضر مستقل از پیش‌تاریخ نظری‌اش به کامل‌ترین شکل پرسش بحران مارکسیسم را پیش روی ما می‌نهد و، به زعم برخی، به شکلی منسجم نیز بدان پاسخ می‌گوید. معرفی مباحث کتاب پوپولیسم کوچک شمردن توده ها پوپولیسم ابهام ها و پارادوکس ها گوستاو لبون تلقین و نمایندگی های تحریف شده تلقین، تقلید همذات پنداری ساختن مردم مردم و تولید گفتمانی تهی بودگی دال های شناور و ناهمگونی اجتماعی پوپولیسم نمایندگی و دموکراسی هویت های مردمی گوناگون سرگذشت پوپولیسم موانع و مرزهای ساختن مردم

داستان‌های پنج دقیقه‌ای

35,000 تومان
داستانهای این مجموعه همانطور که از نامش پیداست در پنج دقیقه خوانده می‌شوند و این همان نشاطی است که هنگام خواندن به کودک دست می‌دهد که زودتر به پایان قصه می‌رسد و نتیجه را می‌فهمد . کرم خاکستری کوچولو ، تخم عجیب ، موش دهاتی و موش شهری ، گنجه شیشه‌ای و . . . عناوین این مجموعه است که با روایتی جدید برای بچه‌ها نقل می‌شود . در « کرم خاکستری کوچولو » می‌خوانیم : « روزی روزگاری کرم خاکستری معمولی کوچولویی بود به اسم هتی . این کرم کوچولو در زندگی فقط یک آرزو داشت . دلش می‌خواست کرم شب‌تاب باشد . اما پدرش به او می‌گفت : عاقل باش بچه جان ، کرم‌های شب‌تاب با ما فرق دارند و مادرش هم می‌گفت حتی فکرش را هم نکن . اما هتی دست بردار نبود . مدام در فکر این بود که توی بدنش چراغی دارد که می‌تواند آن را روشن و خاموش کند تا اینکه . . . . »

معما

38,500 تومان
"معما" مجموعه داستان‌های کوتاه تخیلی از نویسندگان معاصر غربی است که خجسته کیهان آن‌ها را گردآوری و به فارسی ترجمه کرده است. گابریل گارسیا مارکز، ولادیمیر نابوکف، مارگریت یورسنار، ریموند بردبری، تی.سی.بویل، دینو بوزاتی، اچ.جی.ولز و کاترین مانسفیلد نویسندگان این کتاب هستند. شاید وجه مشترک این داستان‌ها را بتوان تخیلی بودن آن‌ها دانست. داستان‌ها اغلب در فضایی دور از زندگی واقعی و روزمرگی‌های کسالت‌آور رخ می‌دهند و می‌توانند برای دقایقی مخاطب را با خود به دنیای رنگارنگ و سرشار از خیال خود ببرد. جهانی خیالی که در آن رسیدن به رویا غیرممکن نیست و برای هر خواننده‌ای لذت‌بخش است.
اولین داستان این کتاب "خواب‌نما" اثر گابریل گارسیا مارکز نویسنده مشهور آمریکای لاتین است. "خواب‌نما" یکی از داستان‌های مجموعه دوازده قصه ولگردی است که در سال 1993 منتشر شده است. دومین داستان این مجموعه "چگونه وانگ فو نجات یافت" اثر مارگریت یورسنار نخستین زن نویسنده‌ای است که به عضویت افتخاری آکادمی فرانسه برگزیده شد. ریموند بردبری که سومین داستان این کتاب "تابستان پیکاسو" را نوشته، همواره در نگارش آثارش به رویدادهای علمی و تخیلی یا شگفت‌انگیز توجه ویژه‌ای داشته است. در ادامه به ترتیب داستان‌های "تبار انسان" اثر تی.سی.بویل، "سرزمین کوران" اثر اچ.جی.ولز، "معما"، "موش‌ها"، "بال"، "کوهستان ممنوع است" و "اتفاقی افتاده بود" نوشته دینو بوزاتی، "خانه عروسک" نوشته کاترین مانسفیلد و "جزئیات یک غروب" نوشته ولادیمیر نابوکف آورده شده است.
سفارش:0
باقی مانده:1

کتاب راه بی سرانجام

100,000 تومان
معرفی کتاب راه بی سرانجام جنگ اوّل جهانی بیشتر به عنوان واقعه‌ای به یاد مانده است که به دلیل پایان دادن به عمر پاره‌ای از امپراتوری‌های بزرگ، زمینه‌ساز حیات مجدد گروهی از ملل کوچک‌تر و تشکیل یک رشته کشورهای جدید شد. اما جنگ اوّل جهانی جنبۀ دیگری داشت که بدان کمتر پرداخته شده است؛ یعنی پایان دادن به حیات نسبتاً مستقل پاره‌ای از ملل کوچک‌تر که در این فراز و نشیب همان حداقل موجودیت پیشین را نیز از دست داده و متلاشی شدند.راه بی‌سرانجام، نگاهی به سرگذشت آسوریان در جنگ جهانی اوّل مرور کوتاهی است بر این تجربۀ دردناک به گونه‌ای که در اسناد و گزارش‌های ایرانی منعکس شده‌اند.
سفارش:0
باقی مانده:1

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت