ماگ استارباکس

140,000 تومان

توضیحات

امروزه ماگ‌ها تبدیل به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره ما شده‌اند. ماگ (Starbucks) دارای یک درپوش سیلیکونی است. این درپوش با قطر 10 سانتی‌متر کاملا دهانه‌ی ماگ را می‌پوشاند. این هم‌پوشانی علاوه بر حفظ نسبی درجه حرارت نوشیدنی از افتادن اشیای خارجی به دورن نوشیدنی نیز جلوگیری خواهد کرد. درپوش دارای یک یک خروجی به ابعاد 0.8 × 1.3 سانتی‌متر است. این خروجی ابتدا پلمپ بوده و در صورت تمایل می‌توان با یک برش خروجی را آزاد کرد. مهم‌تر از این فضایی که برای قرارگیری خروجی در هنگام نوشیدن تعبیه شده قابل توجه است. ماگ سیلیکون کاور گنجایش 400 میلی‌لیتر را داراست. با این حجم قابلیت تهیه و سرو یک وعده نوشیدنی گرم برای یک نفر را مهیا می‌کند.

حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.350 کیلوگرم
ابعاد نامعلوم
رنگ

,

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ماگ استارباکس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

قرون وسطای اولیه

140,000 تومان
«مجموعه‌ تاریخ‌ جهان‌» می‌کوشد چشم‌اندازی‌ گسترده‌ و ژرف‌ از سیر تاریخ‌ عرضه‌ کند. این‌ مجموعه‌ با ارائه‌ زمینه‌های‌ فرهنگیِ رخدادهای‌ تاریخی‌، خواننده‌ را مجذوب‌ خود می‌سازد. «مجموعه‌ تاریخ‌ جهان‌» اندیشه‌های‌ سیاسی‌، فرهنگی‌ و فلسفی‌ تأثیرگذار را در گذر مشعل‌ تمدن‌ از بین‌النهرین‌ و مصر باستان‌ به‌ یونان‌، روم‌، اروپای‌ قرون‌ وسطی‌ و دیگر تمدن‌های‌ جهانی‌ تا روزگار ما پی‌ می‌گیرد. این‌ مجموعه‌ نه‌ تنها برای‌ آشناییِ خوانندگان‌ با مبانی‌ تاریخ‌ تدوین‌ شده‌ است‌، بلکه‌ همچنین‌ در پی‌ آگاه‌ ساختن‌ آن‌ها از این‌ واقعیت‌ است‌ که‌ زندگیشان‌ بخشی‌ از سرگذشت‌ کلی‌ انسان‌هاست‌. هر جلد از این‌ مجموعه‌ برداشتی‌ جامع‌ و روشن‌ از یک‌ دوره‌ مهم‌ تاریخی‌ را به‌ خواننده‌ ارائه‌ می‌کند

بشر چیست؟

105,000 تومان
بشر چیست؟ اثری ا‌ست خاص از نویسنده‌ی بزرگِ آمریکایی، مارک تواین، که برخی او را پدرِ ادبیاتِ آمریکا لقب داده‌اند. او هنگامی‌که ۶۳ سال داشت به نوشتنِ این کتاب مبادرت ورزید و نگارشِ آن را چندین سال (تا ۱۹۰۴) طول داد و سرآخر در ۱۹۰۶ آن را با تیراژ کم و بدون نام خود یا با نام مستعار منتشر نمود. مارک تواین در این کتاب، که آن را انجیل ِ خود، و شاخص‌ترین ِ آثارش می‌دانست از ماهیت و چیستیِ بشر یا انسان سخن می‌گوید و ایده‌ها و نظریاتِ خود را در بابِ زوایا و وجوهِ مختلف ِ ذات و سرشت آدمی بیان می‌کند. سبک ِ نوشتارِ این کتاب به صورت دیالوگی میانِ پیرمردی خردمند و یک جوان است. این گفتگو البته رگه‌ها و مایه‌های فلسفی دارد و تواین در قالبِ شخصیتِ پیرِ خردمند، نظریاتش را مطرح می‌کند. وی بر این باور است که انسان موجودی ا‌ست ماشین‌گونه که تحت تأثیر وراثت و محیط ساخته و پروارنده می‌شود و از این رو، کنش‌ها و اندیشه‌های آدمی شایستگی خاصی برای او به ارمغان نمی‌آورند. او در عین‌حال به نحو‌ی برساختِ شخصیت و منشِ انسان اشاره می‌کند، که به زعمِ او یا مادرزادی‌اند و یا برآمده از محیط ِ پیرامون، نحوه‌ی آموزش و پرورش و هرآنچه که با آنها هم‌نشینی و هم‌آموزی دارد. البته تواین انسان را موجودی تعلیم‌پذیر می‌داند که می‌توان با تعلیم و تربیت، او را به جهتِ مثبت یا منفی (خیر و شر) هدایت نمود اما در عین‌حال همچون روح غالبِ آن دوره از تحولاتِ سریعِ فنی و علمی، اراده‌ی آزاد و اختیار را در قاموس بشر نمی‌بیند، و تنها می‌تواند در مارپیچ‌های زندگیش به انتخاب‌هایی آزادانه مبادرت ورزد، همچون اسکی‌بازی که از چکاد ِ کوه به دره حرکت می‌کند و در عین‌حال که محیط و وضعیت و جوِ حاکمِ ناشی از میلیون‌ها قاعده، او را در طیِ مسیرِ اسکی، «ناگزیر» پیش می‌برند، اما هم‌اوست که به هرحال اسکی «می‌کند»، و انتخاب کرده که چنین کنشی را در چنین وضعیتی انجام دهد. مارک تواین از احساس غالبِ وجود آدمی سخن می‌گوید و آن را نیرومندترین احساسِ بشر می‌انگارد، چیزی که به هرحال در هر وضعیتی، بر او مسلط است و به ارضای خواسته‌ها و امیالش سوق می‌دهد. در گفتگویِ جاری و سیالِ پیرِ خردمند و مردِ جوان، که سبک و سیاقِ فلسفی و توجیهی دارد، پیرمرد بر ماشینی‌بودن و بی‌ارادگیِ بشر به معنای عام پا می‌فشرد و او را فقط واجدِ گزینش‌های آزادانه در بافتی از موجبیت‌ها می‌انگارد، اما جوان راضی نیست و از پیرِ خردمند مدام توجیه و دلیل می‌طلبد. مارک تواین، نویسنده‌ی نام‌دارِ آمریکایی، در سیِ نوامبرِ ۱۸۳۵ در فلوریدا و در خانواده‌ای پرجمعیت به دنیا آمد و در ۱۹۱۰ از دنیا رفت. او را با بزرگانی چون دانته و میلتون قیاس کرده‌اند.

برگزیده متون فلسفی

7,000 تومان
برگزیده متون فلسفی نویسنده دکتر محسن جهانگیری مترجم ———— نوبت چاپ 12 تعداد صفحات 234 نوع جلد شومیز قطع وزیری

سیاست در جامعه توده‌ای

140,000 تومان

معرفی کتاب سیاست در جامعه توده‌ای

ویلیام کورنهاوزر در سیاست در جامعه‌ی توده‌ای پس از بررسی نظریه‌های محدود درباره‌ی جامعه‌ی توده‌ای، نظریه‌ای عام و فراگیر ارائه داده است که طبق آن، زوال استقلال نخبگان و گروه‌های میانی در سطح جامعه و، به‌عبارت دیگر، آسیب‌پذیری آسان نخبگان و غیرنخبگان در برابر فشارها، به پیدایش جامعه‌ی توده‌ای تمام‌عیاری منجر می‌شود که زمینه را برای ظهور جنبش‌های توده‌ای و متعاقباً رژیم‌های تمامیت‌خواه فراهم می‌کند. بر این اساس، از نظر کورنهاوزر، برای حفظ و تداوم یک نظام مردم‌سالار لیبرالی و، به سخن دیگر، برای حفظ نظم همراه با آزادی، از یک‌سو به استقلال نسبی نخبگان منتخب و از دیگر سو به استقلال گروه‌های اجتماعی میانجی بین خانواده و دولت (مثل جوامع محلی، انجمن‌های داوطلبانه، و گروه‌های شغلی) نیاز هست. این شرایطِ مردم‌سالاری لیبرالی با کثرت‌گرایی اجتماعی فراهم می‌شود: کثرت و چندگانگی گروه‌های مستقل باعث تحکیم پایه‌های اجتماعی رقابت آزاد برای کسب رهبری، مشارکت گسترده در انتخاب رهبران، محدودسازی اعمال فشار بر رهبران، و خودمختاری در حوزه‌های وسیعی از زندگی اجتماعی می‌شود. در کتاب حاضر به مباحثی مانند نظریه‌های جامعه‌ی توده‌ای، شرایط جامعه‌ی توده‌ای، ساختار جامعه‌ی توده‌ای، فرهنگ و شخصیت در جامعه‌ی توده‌ای، ریشه‌های اجتماعی جنبش‌های توده‌ای، و ترکیب اجتماعی این جنبش‌ها پرداخته شده است. سیاست در جامعه توده‌ای - انتشارات نی

تمدن آزتک

180,000 تومان
مکزیکِ امروزی اسپانیایی نیست، ترکیبی از فرهنگ اسپانیایی و فرهنگ بومی است که پیش از فتوحات اسپانیایی‌ها شکوفا بود. بانفوذترین فرهنگ بومی متعلق به آزتک‌هاست که پیش از آمدن اسپانیایی‌ها قدرت را در دست داشتند. مکزیک بسیار مدیون آزتک‌هاست که حتی شامل نام کشور نیز می‌شود. مردمانی که امروزه آزتک نامیده می‌شوند خود را مکزیکا می‌خواندند. نام آزتک‌ها یادآور ماسک‌های پوشیده از گوهر، گاهشماری‌های سنگی عظیم و سرآذین‌های درهم‌بافته از پَر است. این نام بازتاب افسانه‌هایی است دربارۀ کاخ‌های مجلل پر از طلا، امپراتوری پهناور و پیوسته در حال جنگ، و خدایان تشنۀ خون که خواهان قربانی کردن انسان‌ها بودند. اما گاهی حقیقت شگفت‌انگیزتر از افسانه است و تمدن آزتک‌ها از جملۀ چنین حقایقی در تاریخ است.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت