ما اينجا داريم مي ميريم

42,000 تومان

جملاتی از کتاب ما این‌جا داریم می‌میریم

خوشبختی‌ها را گم کرده‌ایم، همه‌شان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.

گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.

خوبی تهران همین است که همه‌چیز گم می‌شود توی های و هوی شهر.

طلاپری می‌داند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال می‌بینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره می‌ایستند و هیچ‌وقت پری‌های جنگل را صدا نمی‌زنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستاره‌های‌شان می‌گردند.

مادرش همیشه می‌گفت هیچ کار خدا بی‌حکمت نیست. بعد هم غش‌غش می‌خندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمی‌فهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم می‌آید.

آدمیزادها هیچ‌وقت صدایی را که نمی‌بینند، نمی‌شنوند. حتی گاهی خوشبختی‌های کوچک‌شان را هم نمی‌بینند.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

ما اينجا داريم مي ميريم

نویسنده
مریم حسینیان
مترجم
—-
نوبت چاپ 7
تعداد صفحات 142
نوع جلد شومیز
قطع رقعی
سال نشر 1402
سال چاپ اول
موضوع
ادبیات
نوع کاغذ ——
وزن 0 گرم
شابک
9786002297099
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.5 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ما اينجا داريم مي ميريم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF

 

 

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

سر لانسلوت، کجایید؟-6

5,000 تومان
مجموعه جدید ٦ جلدی « مدرسه نابودکنندگان اژدها » ماجراهای جالب « ویگلاف » پسربچه‌ای را روایت می‌کند که از دست برادرانش کتک می‌خورد و توسط پدر و مادرش استثمار می‌شود . یک روز ، خواننده دوره‌گردی به او می‌گوید که یک قهرمان به دنیا آمده است ولی ویگلاف در زندگی‌اش کاری به جز سابیدن ظرف‌ها و غذا دادن به خوک‌ها بلد نیست. ویگلاف اعلامیه‌ای را که بر روی درخت اعلانات زده شده می‌بیند و به ناگاه زندگی‌اش تغییر می‌کند چرا که او تصمیم گرفته وارد مدرسه نابودکنندگان اژدها بشود و راه و رسم کشتن اژدها را یاد بگیرد . اما مشکل بزرگی که سر راه اوست این است که او حتی نمی‌تواند به یک عنکبوت آسیب برساند چه برسد به یک اژدهای غول‌پیکر ! خوشبختانه او که در مدرسه دوستان خوبی پیدا کرده حالا یک سلاح مخفی نیز دارد . او بلد است که از مغز خود استفاده کند . مجموعه « نابودکنندگان اژدها » داستان‌های جالبی هستند که همه چیز را به شوخی می‌گیرند و هیچ‌چیز در این داستان‌ها از شوخی در امان نیست : خانواده ویگلاف ، برادران کودن و تنبلش که مدام کتک‌کاری می‌کنند ، پدر خانواده و معلم‌ها و . . . داستانهایی پر از خنده و شوخی که حتی سخت‌گیرترین خوانندگان را علاقه‌مند می‌کند . « فرزانه مهری » مترجم این کتاب‌ها در کارنامه کاری خود ترجمه ٧ جلدی مانولیتوها را دارد که از ترجمه آنها در شورای کتاب کودک ( بهمن ٨٦ ) تقدیر به عمل آمد . همچنین کتاب « مامی جون کم حافظه » نوشته هروه ژوان در چهارمین دوره جشنواره کتاب‌های برتر انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان به عنوان کتاب برگزیده انتخاب شد .

سفر به مرکز زمین

89,000 تومان
ژول ورن در سومين اثر بزرگ علمي تخيلي خود به شرح چگونگي كشف و شناسايي تونلي مخفي مي‌پردازد كه از طريق آتشفشان به مركز زمين راه مي‌يابد. راهنماي اين سفر اكتشافي تخيلي يك دانشمند مضحك و غريب است كه همراه فرزندخوانده‌اش و يك بلد راه ايسلندي عازم سفر مي‌شود.

ترانه های اشک و آفتاب پک 11 جلدی

735,000 تومان
معرفی کتاب ترانه های اشک و آفتاب پک 11 جلدی هشت جلد از مجموعه اشعار احمد شاملو در قطع جیبی و به صورت یک مجموعه درون قاب با بسته بندی شکیل: 1-آیدا در آینه 2-ابراهیم در آتش 3-ققنوس در باران 4-در آستانه 5-مرثیه های خاک 6-لحظه ها و همیشه 7-مدایح بی صله 8-ترانه های کوچک غربت
سفارش:0
باقی مانده:1

خودتان را دوباره بسازید

65,000 تومان
استیو چندلر در این کتاب به خوانندگان تأکید می‌کند که باید مالک زندگی خود باشید نه قربانی شرایط. بسیاری از ما در پیله‌ای از شخصیت زندگی می‌کنیم و گمان می‌کنیم نمی‌توانیم از آن خارج شویم. ما داستان‌هایی درباره شخصیتمان به خودمان می‌گوییم ولی در اعماق وجودمان می‌دانیم که ورای این شخصیت هستیم. با این حال بیشتر ما همه زندگی‌مان را درون شخصیت‌هایمان حبس می‌کنیم و  هیچ‌وقت نمی‌دانیم که می‌توانیم این پیله را ترک کنیم. ما قربانی محدودیت‌هایی هستیم که خودمان ایجادشان کرده‌ایم. هر روز صبح به دنیایی تیره و تاریک چشم باز می‌کنیم. مشکلات بسیار زیادی دور ما حلقه زده‌اند؛ تقریباً هیچ پرتوی نوری وجود ندارد. فشار آوردن به دیواره درونی پیله بیهوده به نظر می‌رسد. چرا به خودم زحمت بدهم؟ من همینی‌ام که هستم. افرادی که یاد می‌گیرند خودشان را دوباره بسازند دیگر قربانی نیستند.

تاریخ ملل

350,000 تومان
چگونه هویت ملت‌ها شکل گرفت؟ تاریخ ساخته و پرداخته دولت‌ها نیست، بلکه حضوری فراگیر دارد. حضور تاریخ را می‌توان در شهرهایی که زندگی می‌کنیم و در چشم‌اندازهایی که سیر می‌کنیم به وضوح مشاهده کنیم. مردم در خانه با داستان‌هایی که اعضای خانواده نقل می‌کنند و از طریق رسانه‌ها، قصه‌های عامیانه و تلویزیون، از تندیس‌های خیابانی و یادمان‌های جنگ از آثار برجسته معماری و از موزه‌ها و نگارخانه‌ها با تاریخ خودشان آشنا می‌شوند. تاریخی که آبشخورش چنین منابعی است به ندرت مورد چون و چرا قرار می‌گیرد و گاهی در همین حد پذیرفته می‌شود. البته این‌گونه تاریخ با تاریخی که در دانشکده‌های غربی مورد کندوکاو قرار می‌گیرد بسیار متفاوت است. در آن‌جا ذهن آزاداندیش، آموزه‌های پذیرفته شده را مورد تردید قرار می‌دهد، در اصالت منابع چون و چرا می‌کند، دانسته‌ها را در متن و بستری گسترده به کار می‌گیرد و در پی تفسیر و برداشتی تازه بر می‌آید. تاریخ «آکادمیک» جهان بارها و بارها نوشته شده است، به ویژه در پنجاه سال اخیر که پیدایش اقتصاد جهانی و درگیری‌های ایدئولوژیک پی‌کاوی تاریخ یگانه جهان را به تلاش واقع‌نگرانه تبدیل کرده است. کتاب حاضر به نوعی بازتاب‌دهنده دلمشغولی‌های زمان کنونی است. نمی‌توان آن را تاریخ جهان نامید، بلکه گزیده‌ای است از تاریخ ملل با این هدف که کندوکاوی از دریافت همگانی از تاریخ در گوشه و کنار دنیا و از تاریخ دانان برجسته ارائه دهد.

گزارش یک مرگ

79,500 تومان
کتاب گزارش یک مرگ نوشته گابریل گارسیا مارکز ترجمه لیلی گلستان توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان خارجی به چاپ رسیده است. ظهر روزی از ماه اوت، درحالی‌که با دوستانش گلدوزی می‌کرد، حضور کسی را در نزدیکی خانه‌اش حس کرد. لازم نبود سرش را بلند کند تا بداند که آمده. به من گفت: «چاق شده بود، موهایش بفهمی‌نفهمی ریخته بود، برای نزدیک دیدن محتاج عینک بود. اما خودش بود. به خداوندی خدا، خودش بود!» دیوانه شده بود. حتماً مرد هم فکر کرده بود که او هم پیر شده. اما مرد، برخلاف دختر، فاقد ذخیره‌ی عشقی بود که باعث تحمل می‌شد. پیراهنش از عرق خیس بود، مثل همان بار اول روز جشن خیریه، همان کمربند و همان کیف‌های چرمی درزشکافته‌ی سگک‌نقره‌ای را داشت. بایاردو سان رومان بی‌اینکه به باقی کسانی که گلدوزی می‌کردند و مبهوت مانده بودند اهمیتی بدهد، یک قدم جلو آمد. کیف‌هایش را روی چرخ خیاطی انداخت و گفت: ــ خب، من آمدم.