منطق کاربردی

136,000 تومان

منطق را ابزارى براى راهبرى اندیشه و سنجش آن و یافتن صواب و خطاى فکر مى دانند. در این صورت همه کسانى که با اندیشه سروکار دارند، به نوعى نیازمند منطق نیز هستند.

بنابراین تدوین کتابى که بتواند در عین استوارى علمى، براى همگان مفهوم افتد و بهکارگیرى آن ممکن گردد، کارى ضرورى و البته مشکل است. روزآمد کردن نمونهها و آوردن منطق در متن گفتگوهاى روزمره نیز از ویژگیهاى یک متن مناسب درسى است که نگارنده تلاش کرده است تا از عهده این مهم برآید.

ثمربخشى منطق در آن است که ضمن فراگیرى قواعد آن، مهارت بهکارگیرى آن قواعد نیز در انسان افزایش یابد.

کتاب حاضر، با جهتگیرى کاربردى، کوشیده است تا در هر مبحث از مثالهاى فراوان بهره جوید و فراگیران را در تمرینها با نمونههاى عینى زیادى مواجه سازد تا مهارت به کارگیرى منطق در آنها افزایش یابد.

همچنین به دلیل آنکه بخش مهمى از منطق بهکار شناخت خطاهاى اندیشه و مغالطات مى آید، حجم زیادى از کتاب حاضر به معرفى انواع مغالطات و لغزشگاههاى گوناگون اندیشه پرداخته است.

فراگیرى این بخش مىتواند خاطرهاى شیرین از منطقآموزى، در ذهن و ضمیر دانشجویان و طلاب علوم دینى بر جاى گذارد.

 

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

منطق کاربردی

نویسنده
علی اصغر خندان
مترجم
———-
نوبت چاپ 16
تعداد صفحات 386
نوع جلد شومیز
قطع وزیری
سال نشر 1401
سال چاپ اول  ————
موضوع
علوم ورزشی
نوع کاغذ  —————
وزن 545 گرم
شابک
9789645307774
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.545 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “منطق کاربردی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خلاصه کتاب PDF
اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: aisa
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

اول شخص مفرد

170,000 تومان
هاروکی موراکامی نامی آشنا برای مخاطبانی است که هر بار با خواندن داستان‌های او منتظر ادامه‌ی ماجرا می‌مانند. او در مجموعه‌داستان‌های خود همواره کوشیده است که در مسیری عکس رمان پیش برود، یعنی به جای ساختن فضا و افرادی پویا می‌خواهد با تکه‌هایی نامرتبط و افرادی بی‌شمار فضایی ناپیدا و نامکشوف اما موجود و پویا بسازد. این‌گونه است احوال «اول‌شخص مفرد»، تازه‌ترین کتاب او، که در داستان‌هایی به‌ظاهر نامرتبط مفاهیمی از نو متولد می‌شود که انگار از اول هم بوده است، پیش از آن‌که ما آغاز به خواندن آن داستان بکنیم یا حتی راوی آن را روایت و کاتب مکتوب کند. راوی این مجموعه همان مرد آشنای موراکامی است، همان اول‌شخص مفرد که دیگر پیر شده و نگاهش بیشتر به گذشته است. چنین است که پدربزرگی از تجربه‌های خوب و بد خویش سخن می‌گوید تا نوادگان بدانند زندگی چگونه ارزش زیستن دارد و خاطرات می‌توانند تا به کجا به دنبال فرد در سفر باشند. این پدربزرگ یا راوی در این داستان‌ها همچنان از خوشی‌های گذشته، از زنان، از موسیقی و ورزش سخن می‌گوید، آن‌چنان که در این یادآوری اجباری لحظه‌ای حقیقت مستور آشکار شود و سرگذشت از نو معنی شود تا بدانیم عمر بیهوده به پای زندگی تلف نشده است.
سفارش:0
باقی مانده:2

دیوانه در مهتاب

15,000 تومان

معرفی کتاب دیوانه در مهتاب

کتاب دیوانه در مهتاب به قلم حمیدرضا نجفی، مجموعه داستانی کوتاه با مضامین اجتماعی است. درونمایه بنیادینی که نویسنده در این داستان‌ها به آن پرداخته، نمایش و ریشه‌یابی موضوع بی‌تفاوتی به بحران‌ها و حوادث ناگوار اجتماعی است. این کتاب افتخار کسب جایزه ادبی اصفهان در بخش بهترین مجموعه داستان کوتاه سال 1387 را در کارنامه خود دارد.

درباره کتاب دیوانه در مهتاب:

روایت فجایعی هولناک از نگاه بی‌تفاوت راوی چه پیامی می‌تواند داشته باشد؟ کتاب دیوانه در مهتاب شامل سه داستان کوتاه است که هر کدام به مضامین اجتماعی می‌پردازند و ذهن شما را با این پرسش درگیر می‌کنند که چه بر سر شخصیت‌های داستان، به ویژه راوی آمده است که آنقدر ساده از کنار همه چیز می‌گذرد؟ ریشه این بی‌تفاوتی یا حتی بی‌مسئولیتی چیست؟ به لحاظ تکنیک داستان‌نویسی، نکاتی همچون توصیفات به‌جا برای فضاسازی بهتر در ذهن مخاطب را می‌توان یکی از نقاط قوت این داستان‌ها قلمداد کرد. این توصیفات که عموما جملات طولانی‌تری را اقتضا می‌کنند، با ریتم و سرعت پیشروی داستان هماهنگ است و در مواقعی که روایت ریتم تندتری را طلب می‌کند، حمیدرضا نجفی هوشمندانه از جملات کوتاه‌تر و حتی بریده بریده بهره می‌گیرد. در سراسر داستان‌های کوتاه این کتاب شاهد یک نوع عنصر بیگانگی با جامعه و حتی از خود بیگانگی هستیم؛ عنصری که بی‌تفاوتی به بحران‌ها و حوادث رخ داده در روایت را برای شما عادی جلوه می‌دهد. از رهگذر این عنصر بیگانگی و بی‌تفاوتی، نویسنده حس غمی عمیق و متفکرانه را به مخاطب القا می‌کند.

خواندن کتاب دیوانه در مهتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به خواندن داستان‌های کوتاه با مضمون اجتماعی علاقمندید و از ادبیات داستانی فارسی معاصر لذت می‌برید، خواندن کتاب دیوانه در مهتاب را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

با حمیدرضا نجفی بیشتر آشنا شویم:

او داستان‌نویس و مترجم بنام ایرانی است که در سال 1343 چشم به جهان گشود. حمیدرضا نجفی را می‌توان یکی از پرمخاطب‌ترین و محبوب‌ترین نویسندگان معاصر به حساب آورد؛ زیرا آثار او همواره مورد توجه و تحسین بسیاری از محافل ادبی بوده است. او نخستین رمانش را تحت عنوان «کوچه صمصام» را با همکاری کانون پرورش فکری کودک و نوجوان منتشر کرد. از دیگر آثار نجفی می‌توان به رمان باغ‌های شنی اشاره کرد؛ رمانی که تحسین منتقدین و نویسندگان مطبوعات را برانگیخت و برایش افتخار کسب جایزه بهترین رمان سال از نگاه بنیاد گلشیری را به ارمغان آورد.

در بخشی از کتاب دیوانه در مهتاب می‌خوانیم:

یکی دو سال پیش مستأجر آوردیم، یعنی مادرم آورد. دو سه ماهه فرار کرد. یک زن بود با یک دختربچه‌ی سه‌ساله. شوهرش قالش گذاشته بود. اتاق پایین دستش بود. زنک بدگل نبود. سر کار می‌رفت. بچه‌اش می‌رفت مهد. یکی دوبار نخ داد. یعنی من با آن قدرت نفوذ احساسم فهمیدم که نخ می‌دهد. محلش نگذاشتم تا فرار کرد، یعنی گفته بود که رفته‌ام پایین پشت پنجره‌اش نصفه‌شب و چاقو دستم بوده. زنک دروغگو! چاقو بود یا خودکار و یک برگ کاغذ که می‌خواستم شعری را که آن شب در دلم غوغا می‌کرد در حیاط پُر از مهتاب بنویسم. به من چه که حیاط کوچک است. فهمیدم که چه حقه‌بازهایی هستند این زن‌ها. خُب البته من کمی به پنجره نزدیک شده بودم؛ ولی او انگار مرا در حال ور رفتن با پنجره و تلاش برای تو رفتن توصیف کرده بود. ولش کن، برای من مهم نیست. بهتر شد که رفت حالا به‌هر دلیل، چون بعید نبود این تصورش صورت واقع پیدا کند. بعد از آن مادر با امیدواری در تلاش برای زن دادن من برآمد. اول که از خنده نعره زدم، خوشحال شد. خنده‌ی احمقانه‌اش آن‌چنانم کرد که از خشم لگد محکمی نثار در کمد آهنی کردم که تا سه روز پایم درد می‌کرد و مادر می‌بستش و من آرام نمی‌شدم تا کوتاه آمد. باید خیلی بخت و اقبال داشته باشی که گیر آدم حسابی بیفتی. توی هر چیزی مشکل اصلی من آدم حسابی بودن وسط یک مشت بی‌سر و پاست. من می‌آیم از پنجره بیایم تو؟ زنک! من که می‌دانستم عقل را از آن‌روی عقل گویند که پای نفس را عقال می‌کند. و یا این‌که هر کس اعتماد کند خیانت خواهد دید. من که اگر کمی تلاش کنم مالارمه‌ی این سرزمین من خواهم بود. یک‌بار زرباف خودش گفت جلوِ همه. کسی که از سال اول دبیرستان معلم ادبیات‌مان بود و بعد هم خودش را بازخرید کرد. از بس به او گفتند بچه‌باز. اما نبود. او همان‌قدر می‌توانست بچه‌باز باشد که بابانوئل و یا فرضاً‌ هانس کریستیان آندرسن. چرا این را نمی‌فهمند. به کدام‌شان حالی کنم مالارمه یعنی یکی. اصلاً‌ یعنی چی.

عکاسی چیست؟

95,000 تومان

معرفی کتاب عکاسی چیست؟ اثر جیمز الکینز

«عکاسی چیست؟» نوشته‌ی جیمز الکینز کاوشی فریبنده در جوهر و معنای عکاسی است که به خوانندگان سفری عمیق در قلب این هنر مرموز ارائه می‌کند. همانطور که الکینز به شیوایی بیان می‌کند: «عکاسی چیزی بیش از یک رسانه است؛ پنجره‌ای به روح جهان است».
در این کتاب تامل برانگیز، از خوانندگان دعوت می‌شود تا به پیچیدگی‌های عکاسی بپردازند، تاریخ، تکنیک‌ها و مفاهیم فلسفی آن را با عمق و بینش آشکار کنند. ادعای عنوان مبنی بر اینکه عکاسی فراتر از چیزی است که به چشم می‌خورد، بلافاصله خواننده را مجذوب خود می‌کند و نوید کاوش عمیق‌تر در فرم هنر فراتر از نکات فنی صرف را می‌دهد.
کتاب الکینز بررسی جامعی از عکاسی به‌عنوان یک عمل خلاقانه و یک پدیده‌ی فرهنگی ارائه می‌کند و در ابعاد زیبایی‌شناختی، اجتماعی و وجودی آن بررسی می‌شود. چیزی که این کتاب را متمایز می‌کند رویکرد میان‌رشته‌ای الکینز است که از بینش‌هایی از تاریخ هنر، فلسفه و روانشناسی برای روشن‌کردن ماهیت عکاسی استفاده می‌کند.
از اولین داگرئوتیپ‌ها (نخستین روش موفق در ثبت عکس‌های دائمی و استفاده‌ی تجاری از عکاسی است.) تا تصاویر دیجیتالی امروزی، الکینز سیر تکاملی عکاسی را دنبال می‌کند و نقش آن را در شکل‌دهی به درک ما از جهان و خودمان برجسته می‌کند. زمان انتشار کتاب به ویژه در عصری که فرهنگ بصری و فناوری دیجیتال بر آن حاکم است، مرتبط است.
همانطور که الکینز اشاره می کند، «در عصری که از تصاویر اشباع شده است، درک ماهیت عکاسی مهم‌تر از همیشه است» .
در دنیایی که همه یک عکاس هستند، کتاب الکینز تأملی به موقع و روشنگرانه در مورد اهمیت رسانه در جامعه معاصر ارائه می‌دهد.
همانطور که خوانندگان در صفحات «عکاسی چیست؟» سفر می‌کنند، با تابلویی غنی از تصاویر و ایده‌هایی مواجه می‌شوند که مفاهیم متعارف عکاسی را به چالش می‌کشد. الکینز مرزهای بین عکاسی و سایر اشکال هنری مانند نقاشی و مجسمه‌سازی را بررسی می‌کند و درعین‌حال به بررسی ابعاد اخلاقی و سیاسی تصویرسازی در عصر دیجیتال می‌پردازد.
به قول خود الکینز: «عکاسی شکلی از جادو است؛ یک فرآیند کیمیاگری که نور را به ماده، حافظه را به واقعیت تبدیل می‌کند». این یادآوری قدرت عکاسی برای ثبت لحظات زودگذر و حفظ آن‌ها برای آیندگان است.
برای هر‌کسی که علاقه‌مند به کشف رازهای این هنر متحول کننده است، «عکاسی چیست؟» سفری فریبنده و روشنگر به قلب فرهنگ بصری ارائه می‌دهد.
سفارش:0
باقی مانده:1

ساختار انقلابهای علمی

146,000 تومان
به رغم شگفتی نویسنده ساختار انقلابهای علمی و دیگران، این کتاب پرنفوذترین کتاب فلسفه انگلیسی زبان در نیمه دوم قرن بیستم از آب درآمد. کتاب کوهن آغاز پایان تجربه گرایی منطقی را رقم زد.  ریچارد رورتی میگوید: «تامس کوهن و دیگرانی که تأکید کرده اند مشاهده از نظریه انفکاک ناپذیر است بدین ترتیب مرا قانع کردند». السدر مک اینتایر نیز می گوید: «به نظر من مفاهیم صدق و عقلانیت و آفاقیت فقط به مثابه مفاهیم محدودی برای داخل علوم مطرح نشدند بلکه به منزله بخشی از ایدئولوژی علوم مطرح شدند، ایدئولوژی ای که از نهضت روشنفکری قرن هجدهم اروپا عمدتاً بر فرهنگ ما سیطره داشته است. تأثیر انتقادات کوهن، فوکو، دریدا، و دیگران بوده است که آن ایدئولوژی را مضمحل کرده است». دانلد دیویدسون می گوید: «کوهن فوق العاده است در اینکه با به کارگیری زبان پس از انقلاب، بیان می کند که امور، قبل از انقلاب چگونه بوده اند». هیلری پاتنم می گوید: «...کوهن نکات مهم چندی درباره نظریه های علمی و نیز درباره اینکه فعالیت علمی باید چگونه نگریسته شود مطرح کرده است». پل فایرابند اینچنین می گوید: «کوهن این نکته بسیار جالب و انقلابی را مطرح می کند که فیزیک، سنتی تاریخی است و بنابراین همان قدر نیازمند فهم درونی است که خود تاریخ آن». کارل پاپر می گوید: « نقادی پروفسور کوهن نسبت به آراء من درباره علم جالب ترین نقادی ای است که من تاکنون با آن مواجه شده ام». همچنین می گوید: «کوهن مرا بسیار خوب فهم می کند به نظر من بهتر از اکثر منتقدانی که من می شناسم؛ و نقد اصلی وی بسیار مهم است». او می گوید: «کوهن چیزی را کشف کرده است که من نتوانستم ببینم، و از کشف او بینش و بصیرت قابل توجهی به دست آورده ام».  
     

مرگ و چند داستان

11,000 تومان

در بخشی از کتاب مرگ و چند داستان دیگر می‌خوانیم:

برف می‌بارید. باد کم مانده بود دانه‌های برف را فرو کند توی چشم‌ها و پلک‌هاتان را به‌هم بچسباند. دکتر برای پیدا کردنِ کاراوان کلی دردسر کشید. سیرک آماده می‌شد جاده را از سر بگیرد. نمایش تازه تمام شده بود، اما آدم‌های سیرک و سوارکاران قزاقش به همین زودی شروع کرده بودند به شلیک سمتِ طناب‌های چادرِ بزرگ، با این‌که هنوز صدای تشویق و آخرین آکوردِ گروه ارکستر از داخل به گوش می‌رسید. یکی از آکروبات‌کارها که نقشِ بندبازِ سیرک را داشت، چتری انداخته بود روی شانه‌اش و راهش را از بین گودال‌های برفِ آب‌شده پیدا می‌کرد. دلقکی که پشت فرمان فولکس‌واگنش نشسته بود، ماسک دماغ و کلاه‌گیسش را برمی‌داشت. رام‌کننده‌ی حیوانات با لباسِ فُرم بزرگ و قرمزی که سینه‌اش پُر بود از مدال و نشان، چتری باز گرفته بود دستش و این‌طرف و آن‌طرف می‌دوید و فریاد می‌زد: «سزار! سزار!» مربی یکی از شیرهاش را توی تاریکی گم کرده بود و این ماجرا به دکتر حس عجیبی می‌داد. کاراوان کمی دورتر بود، زیر یک درخت؛ روی درش کارت ویزیتی زده بودند: «ایگناتس ماهلِر، هنرپیشه‌ی تئاتر.» دکتر از سه‌تا پله رفت بالا و در زد. صدای زمخت و گرفته‌ای داد کشید: «بیاین تو!» دکتر در را هُل داد. کاراوان خیلی خوب مبله شده بود: یک کاناپه‌ی تخت‌خواب‌شو داشت، یک مبل، یک میز با گلدانی از گل و دو ماهی قرمز توی تنگ، پرده‌هایی از پارچه‌ی مارکِ جوی که نقش‌هاش آدم را یادِ صحنه‌ی تئاترهای قدیمی می‌انداخت. چراغی روی پاتختی روشن بود و مردی روی کاناپه، بین کوسن‌ها دراز کشیده بود.

پروفسور شُخُلی و دستیارش خُل‌خُلی 2/ داستان‌هایی فلسفی درباره‌ی زمان

49,000 تومان

وقتی به یک آکادمی فکر میکنید، احتمالاً تصویر ساختمانی خیلی بزرگ با یکعالمه استاد و دانشجو میآید توی ذهنتان، اما «آکادمی کپلی» اینشکلی نیست! بیشتر وقتها توی این آکادمی فقط دو نفر هستند: پروفسورشخلی و خلخلی.

پروفسورشخلی استاد آکادمی کپلی است و خلخلی هم دستیارش. خلخلی سعی میکند تا میتواند از استادشخلی فلسفه یاد بگیرد، اما خب چون بیتجربه است، دستهگلهایی هم به آب میدهد!

آنها هر بار در مورد چیزهای مختلفی حرف میزنند. موضوع بحث آنها در این کتاب «زمان» است.

البته... اگر فکر کردهاید که زمان یعنی ساعتها و روزها و سالهای مختلف که یکییکی پشتسرهم میآیند و میروند، یادتان باشد اصلاً نظرتان را به پروفسورشخلی و دستیارش نگویید، چون بعدش پروفسورشخلی کامپلیتلی سرتان را با توضیحاتش میخورد! حالا اگر این سؤال برایتان پیش میآید که اگر «زمان» همینها نیست، پس چیست، این کتاب را بخوانید، شاید چیزی دستگیرتان شد.

در بخشی از کتاب پروفسور شخلی و دستیارش خل خلی 2: داستان‌هایی فلسفی درباره‌ی زمان می خوانیم:

پروفسور شخلی توی آکادمی کپلی‌اش نشسته بود و طبق معمول، سر دستیار خل‌خلی غُرغُر می‌کرد: «چند دفعه بهت بگم دستوری که بهت می‌دم سر ساعت انجامش بده؟» «وای باز چی شده پروفسور؟!» «زبونت هم که درازه! الان دفترچه‌ی یادداشت‌های روزانه‌ی من رو ببین. خالی مونده! کامپلیتلی خالی! من دیروز چی کار کردم؟ کسی نمی‌دونه. محققان درموندن که من دیروز چی کار کردم. ولی نمی‌دونن. چرا؟ چون دستیارم یادش رفته یادداشت روزانه‌ی من رو بنویسه.» بعد مکث کرد و آب دهانش را قورت داد و گفت: «برای تاریخ این کشور متأسفم!»
سفارش:0
باقی مانده:1