




میکلۀ عزیز
12,000 تومان
رمانی بدون حضور مردان، جایی که مردان آنقدر شکنندهاند که نمیتوانند به تنهایی به زندگی ادامه بدهند. میکله عزیز در فضایی سرد و اسرارآمیز و ناامن آغاز میشود و این فضا کمکم تمام داستان را دربر میگیرد. هر کدام از شخصیتهای رمان، کمی با واقعیت فاصله دارند، هر کدامشان کلامی پرمعنا و مشکلگشا و در عین حال منحصر به فرد در سینه دارند که بر زبان نمیآورند و حتی نمیدانند آن را چطور تلفظ کنند. گینزبورگ با دلسوزی به آنها نگاه میکند و هنگامی که اشکهایی را که از سر شفقت ریخته است برای همیشه پاک کنیم، چشمان چخوف را در مقابل میبینیم. شخصیتهای داستان مثل شخصیتهای داستانهای چخوف در محیطی بورژوا گرفتار شدهاند و قادر نیستند خود را نجات دهند. با این تفاوت که در رمانهای چخوف این موقعیت به طنز کشیده شده، اما در اینجا با بدبینی آمیخته شده است.
گینزبورگ با نگاهی از سر دلسوزی،شخصیتهای حیوانی داستانش را تحقیر میکند، در همان حال از آنها در نحوه زندگی روزمرهشان تجلیل میکند. اگر عشق آدریانا پوچ و همراه با بدبختی و معمولی است، اگر مبارزه سیاسی میکله هزارتوی تاریک کودکانهای است؛ اگر تابلوهای نقاشی شکستخورده زیبا نیستند و از شیفتگی نقاش جا میخوریم، زندگی از آنها رو بر نمیگرداند. میدانیم که در این بدبختی و تباهی بیبازگشت، آینده فقط از آن کسانی است که زندگی را دنبال میکنند.
در انبار موجود نمی باشد
میکلۀ عزیز
نویسنده |
ناتالیا گینزبورگ
|
مترجم |
فریبا عادلی، صنم غیائی
|
نوبت چاپ | ٣ |
تعداد صفحات | ٢٢٤ |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | ١٣٩٦ |
سال چاپ اول | —— |
موضوع | رمان خارجی |
نوع کاغذ | —— |
وزن | ۳۰۰ گرم |
شابک |
9789643111809
|
وزن | 0.300 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Samaneh Fathi
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
تمشک های ناظر
یه کار تر و تمیز
بیست و یک داستان کوتاه تشکیل دهنده این کتاب است. گویش محلی شیرازی در اولین داستان- راشه- به چشم میآید: «شب عروسی برایش چای دو رنگ بردم. کوچکه یه بیست تومنی نو گذاشت کنار سینی و استکان رو برداشت و لاجرعه هورت کشید. اما راشه لبتر نکرد. مواظبش بودم همهاش به اندازه «ها» که بگه لباش از هم فاصله داشت... میگفتن لوله رنگو وقتی رفته بوده اشکلک دید وکوچکه رو مجبور کرده یکی برایش بخره.
کوچکه گفت از بی گوشتی مردیم بریم؟ گفتم بریم. برف تا کمرمون میرسید. ابر از زمین تا آسمونو پر کرده بود. شول همی طوره آدم یا بالای ابره یا قاطی ابره. هنوزم که هنوزه قصابی نداره سالی به دوازده ماه بوی گوشت سرسیخ حسرت رو دله. همی شد که یکی یه حسن موسی رو کول انداختیم و دست به کمر، خم، از شیب تند جیر محله راه افتادیم رو به بالا...»
داستانهای دیگر این مجموعه «آقای دوست داشتنی»، «چارهای نیس»، «باید خودم را جا بگذارم»، «خندهها و پنجره خاکستری»، «خواهر مرگ»، «درویش و بانو»، «رنگ تلخ»، «دوشنبهها» و ... هستند که مهناز کریمی از سال ها پیش برای انتشار آن را آماده کرده بود اما به دلایلی منتشر نشدند.
«مهناز کریمی» نویسنده شیرازی مقیم آمریکا پیش از این رمان «سنج و صنوبر» را منتشر کرده است.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.