نظریه‌ها و نظامهای روان‌شناسی: تاریخ و مکتبهای روان‌شناسی

19,000 تومان

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

نظریه‌ها و نظامهای روان‌شناسی: تاریخ و مکتبهای روان‌شناسی

نویسنده رابرت‌ویلیام لاندین
مترجم یحیی سیدمحمدی
نوبت چاپ 8
تعداد صفحات 384
قطع و نوع جلد وزیری (شومیز)
سال انتشار 1393
شابک 9789646184091
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.5 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “نظریه‌ها و نظامهای روان‌شناسی: تاریخ و مکتبهای روان‌شناسی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کتاب مقلدها

75,000 تومان

معرفی کتاب مقلدها

کتاب مقلدها اثر گراهام گرین، داستان سه نفر با نام‌های براون، جونز و اسمیت است که در یک کشتی هم‌سفر می‌شوند و سرنوشتشان به هم گره می‌خورد. آن‌ها به کشور هائیتی می‌روند که دووالیه با سازمان مخوفش، تون‌تون مکوت، حکومتی دیکتاتوری در آن‌ بنا نهاده. گرین در این کتاب بیان می‌کند ما همه مسخره‌بازانی هستیم که در مسخره‌بازی بزرگ زندگی گرفتار شده‌ایم.

درباره‌ی کتاب مقلدها

کتاب مقلدها (The Comedians) یکی از مفصل‌ترین و لذت‌بخش‌ترین رمان‌های گراهام گرین (Graham Greene) است. داستان این کتاب را شخصیتی به نان براون روایت می‌کند که صاحب هتلی در پورتو پرنسِ جزیره‌ی هائیتی است. او قصد دارد که هتل خودش را در این منطقه بفروشد؛ به‌همین‌خاطر با یک کشتی موسوم به مده‌آ از آمریکا به هائیتی می‌رود و در این سفر، با چند شخص دیگر آشنا می‌شود. از جمله آقا و خانم اسمیت که فکر می‌کنند گیاه‌خواری درمان خشونت و ظلم در هائیتی است و می‌خواهند در آن‌جا یک مرکز گیاه‌خواری دایر کنند. البته راوی کتاب اعتقاد دارد که مردم هائیتی چاره‌ای جز گیاه‌خواری ندارند؛ زیرا گوشتی نصیبشان نمی‌شود که بخورند! دیگر شخصیت کتاب مقلدها جونز است که خود را سرگرد جونز معرفی می‌کند؛ اما براون به او شک دارد و احساس می‌کند این عنوان جعلی است. وقتی جونز از دست حکومت فرار می‌کند و به هتل براون پناه می‌برد، این شک به یقین بدل می‌شود. یک فروشنده‌ی داروی دوره‌گرد و سیاه‌پوستی غمگین به نام آقای فرناندز، دیگر مسافران کشتی مده‌آ هستند که هر یک با افکاری در سر، به کشور هائیتی می‌روند. براون چندین ماه قبل از هائیتی فرار کرده بوده و حال برای فروش هتل و دیدار با معشوقه‌اش، که همسر سفیر آمریکای جنوبی است، به آن‌جا سفر می‌کند. اما علت فرار او چه بوده؟ دکتر فرانسوا دووالیه که طرفدارانش او را پاپا دوک (بابا دکتر) می‌خواندند، با زدوبندهای سیاسی در سال 1957 رئیس‌جمهور هائیتی شد. کشوری که بین کوبا و جزیره‌ی پورتوریکو قرار دارد. در سال 1959 علیه او کودتا شد و دووالیه در واکنش، کارکنان ارشد ارتش را اخراج و نوعی پلیس شبه‌نظامی با نام تون‌تون مکوت (لولو خورخوره) را جایگزین ارتش کرد. این گروه هر کسی را که سر راهشان قرار می‌گرفت تا حد مرگ کتک می‌زدند و اعمال ظالمانه و وحشتناکی از آن‌ها سر می‌زد. گراهام گرین بعضی از این اعمال وحشتناک را در رمان مقلدها شرح داده است. کشور هائیتی تا مدت‌ها تحت سلطه‌ی رژیم دیکتاتوری دووالیه بود و مردم آن در وحشتی سراسری به سر می‌بردند. به همین علت بود که براون تصمیم گرفت از این کشور فرار کند.

دوستی

70,000 تومان
«من معتقدم دوستی امری سازنده و ارزشمند است که می‌تواند قواعد مهربانی و بخشندگی را به ما آموزش دهد و در روزگار سخت سلامت عقل‌مان را حفظ کند.» راز یک دوستی واقعی در چیست؟ آیا نسخه ملایم‌تر همان عشق است یا چیزی قوی‌تر و عمیق‌تر از آن. و مرز میان این دو کجاست؟ رز تریمین به دو رابطه دوستی مادام‌العمری متفاوت نظر افکنده است، که آزمون‌های مختلف ناشکنندگی‌شان را اثبات کرده‌اند. این کتاب تامل‌برانگیز و زندگی‌بخش بررسی و تجلیلی است از دوستی با همه پیچیدگی‌های باشکوهش. کتاب حاضر منتخبی است از دوران بازگشت سوناتای گوستاو اثر رز تریمین
سفارش:0
باقی مانده:2

شهری در سکوت مرگبار

210,000 تومان

وقتی در اواخر سال ٢٠١٩ ویروس جدید و عجیبی در بزرگ‌ترین شهر مرکزی چین ظاهر شد، یازده میلیون نفر سکنۀ این شهر خبر نداشتند قرار است چه بلایی بر سرشان بیاید. اما خیلی زود شایعاتی دربارۀ بیماری جدیدی پخش شد، مخصوصاً از جانب پزشکان. بلافاصله بیماران پشت ورودی بیمارستان‌ها صف کشیدند. در ابتدا مقامات هر گونه نگرانی را رد کردند اما بعد تمام شهر را قرنطینه و مردم را در خانه‌هایشان حبس کردند.

مورونگ شویی‌چن – یکی از محبوب‌ترین نویسندگان چینی که از سال ٢٠١٣ به دلیل کتاب‌ها و مقالات صریحش در نیویورک تایمز توسط رژیم ساکت شده است – از پکن اخبار رسانه‌های دولتی را دنبال می‌کرد و در ذهنش نگران بدترین احتمالات بود. سپس در ٦ آوریل ٢٠٢٠، بی‌سروصدا به ووهان رفت، مصمم بود که ببیند پشت تصاویر قهرمانانه و از خودگذشتگی‌ها و پیروزی‌هایی که دستگاه پروپاگاندای حزب کمونیست چین پخش می‌کند چه خبر است و ترس، سردرگمی و رنج مردم واقعی را افشا کند که در نخستین و سخت‌گیرانه‌ترین قرنطینۀ کووید ١٩ جهان به سر می‌بردند.

شهری در سکوت مرگبار بر داستان‌های شگفت‌انگیز هشت نفر از ساکنان ووهان تمرکز دارد، از جمله پزشکی در خط مقدم، تاجری جدا افتاده از خانواده، داوطلبی که خودش را وقف بیماران و افراد در حال مرگ کرده و یکی از وفاداران حزب که برای هر چیزی توجیهی دارد. اگرچه حزب کمونیست چین تلاش‌های زیادی را صرف بازنویسی تاریخ شیوع پاندمی در ووهان کرده است، مورونگ از طریق این روایت‌های تکان دهنده و دست اول که به زیبایی نوشته شده‌اند به ما می‌گوید که واقعاً چه اتفاقی در ووهان افتاد و کتاب بی‌همتایی را دربارۀ نخستین روزهای پاندمی در اختیارمان می‌گذارد.

ایرانیان

370,000 تومان
در سالهای اخیر ، ایران بیشتر به دلایل منفی - دولت استبدادی مذهبی خود ، برنامه هسته ای مورد مناقشه و نقش جنجالی در خاورمیانه - مورد توجه قرار گرفته است.اما داستان این سرزمین کهن بسیار بیشتراست از آنچه می توان از این اخبار کسب کرد. این تاریخ معتبر و جامع ایران ، نوشته ی هما کاتوزیان که یک متخصص معتبر در این زمینه است ، تاریخ کل منطقه را از امپراتوری باستان فارسی تا دولت ایران امروز پوشش می دهد. کاتوزیان با نوشتن از منظر ایرانی و نه اروپایی ، تاریخ فرهنگی و ادبی قابل توجه ایران را با تاریخ سیاسی و اجتماعی آن ادغام می کند. برخی از بزرگترین شاعران تاریخ بشر به فارسی نوشتند - از جمله مولوی ، عمر خیام و سعدی - و کاتوزیان درباره ی آنها بحث می کند و گاه نقل قول هایی از آنها می آورد. کاتوزیان در تحلیل متفکرانه خود از جامعه ایران اظهار می دارد که قدرت مطلق و خودسرانه ای که ناشی از وجود حاکمان ایرانی بوده است به جامعه ای ناپایدار منجر شده که ترس و سلطه بر افکار بر آن حاکم بوده است. این کتاب یک تاریخچه جادویی است. همچنین زمینه ای عالی برای درک نقش ایران در جهان معاصر را فراهم می کند. موضوع این کتاب هم "چیستی" تاریخ ایران و هم "چگونگی" و "چرایی" آن است. کاتوزیان با انجام ملاحظات تطبیقی میان تاریخ ایران و تاریخ اروپا به تفاوت های مهمی که بین آنها بوده اشاره کرده است.

شوايک

780,000 تومان

معرفی کتاب شوایک اثر یاروسلاو هاشک

یاروسلاو هاشک، نویسنده ی تحسین شده ی اهل چک، در این کتاب، از طریق آمیختن بازی های کلامی شگفت انگیز با طنزی گزنده و طعنه زننده، تصویری حیرت آور از بیهودگی و پوچی جنگ را به مخاطب ارائه می کند.
شوایک که مردی خوش قلب و حراف است، با شروع جنگ جهانی اول به وفادارترین سرباز اهل چک در ارتش اتریش تبدیل می شود؛ اگر چه تلاش های نصفه و نیمه ی او برای رسیدن به خط مقدم، فقط برای این هستند که او را از خطرات جنگ دورتر کنند.
او که بیشتر وقتش را صرف خوشگذرانی می کند، تمام زیرکی و استعداد بهانه تراشی خود را به کار می بندد تا از شر اصرارهای اطرافیانش برای رفتن به نبرد خلاصی یابد.

کتاب شوایک


ویژگی های کتاب شوایک

جزو لیست کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند متن کامل فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است. این کتاب با نام مصدر سرکار ستوان (سوایک سرباز ساده دل) نیز به چاپ رسیده است.
سفارش:0
باقی مانده:1

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت