


ویراستار و ویراستاری
120,000 تومان
در این کتاب برداشتها و تعریفهای رایج از ویراستار و ویراستاری در جامعۀ ما به چالش کشیده شده است. تلقی نادرست و ناکافی از ویرایش و محدود شدن آن به تغییرات و اصلاحات املایی، رسمالخطی، انشایی و جنبههای صوری سبب شده است که ویرایش نه فقط از معنا و مصداق اصلی و واقعیاش دور شود، که عرصههای تازه در ویرایش و دیدگاهها و نظریهپردازیها در بارۀ آن هم در پس پردۀ غفلت بماند.
در این کتاب، نخست با مرزی آشنا میشوید که دو شاخۀ اصلی ویرایش را از هم جدا میکند، شاخهای که بهطور مستقیم به نشر مربوط است و بهویژه هدایتکنندۀ نشر اثرآفرین و ادارهکنندۀ فعالیت انتشاراتی است، و شاخۀ دیگری که به کتاب مربوط میشود، گونههای متنوعی دارد و برخی از آنها در کشور ما ناشناخته ماندهاند و اطلاعات مرتبط با آنها در منابع منتشر شده و موجود فارسی دیده نمیشود.
انتشارات ققنوس این کتاب را با این هدف منتشر کرده است که افزون بر تغییر در تلقیهای رایج از ویراستار و ویراستاری، در آموزش آن هم بازاندیشی صورت بگیرد. رشد و توسعۀ هریک از شاخههای نشر، که ویرایش یکی از آنهاست، و آشنایی با دیدگاهها و تحولات تازه در این رمینهها، از عاملهای تاثیرگذار بر روند غنا و رشد فرهنگی ماست.
مخاطبان اصلی این کتاب، ویراستاران، ناشران، دانشجویان ویرایش و نشر، دانشنامهنگاران، روزنامهنگاران، کتابداران و اطلاعرسانان و کسانیاست که فعالیتهای ویرایشی به گونهای به مسئولیتها، وظایف و فعالیتهای آنها مربوط میشود.
در انبار موجود نمی باشد
ویراستار و ویراستاری
نویسنده |
عبدالحسین آذرنگ
|
مترجم |
——-
|
نوبت چاپ | ١ |
تعداد صفحات | ٣١٩ |
نوع جلد | شومیز |
قطع | رقعی |
سال نشر | ١٤٠١ |
سال چاپ اول | —— |
موضوع |
زبان و ادبیات
|
نوع کاغذ | بالکی |
وزن | 290 گرم |
شابک |
9786220404491
|
وزن | 0.29 کیلوگرم |
---|
اطلاعات فروشنده
- فروشنده: Samaneh Fathi
- نشانی:
- هیچ ارزیابی یافت نشد!
منسیوس
قلعۀ کارپاتها
در وِرست، یکی از روستاهای ترانسیلوانی در کشور رومانی، ماجراهای مرموزی در حال وقوع است و منشأ همۀ این ماجراها قلعۀ متروکه و مخوفی معروف به قلعۀ کارپاتهاست. اهالی ورست بر این باورند که این قلعه در تسخیر ارواح و اشباح است، از این رو احدی جرئت نمیکند حتی به آنجا نزدیک شود. همچنین باور دارند که افتادن آخرین شاخۀ درخت راشِ نزدیک قلعه مصادف خواهد شد با نابودی و ویرانی قلعه. تا اینکه یک روز فریکِ چوپان، به لطفِ دوربینی دوچشمی، میبیند که دود از دودکش قلعه برمیخیزد و این اتفاق به شایعاتی دامن میزند حول اینکه آیا موجوداتی انسانی آنجا ساکن شدهاند یا موجوداتی ماورایطبیعی. اهالی روستا به قدری کنجکاو میشوند که تصمیم میگیرند دل را به دریا بزنند و راهی آن قلعۀ مرموز شوند، بلکه از راز آن سردربیاورند. اما چه کسی جرئت میکند؟ فقط نیک دک، جنگلبان شجاع، و دکتر پاتاک، البته دومی بهاجبار. اما...
در این داستان با شخصیتهای جذابی آشنا میشویم از جمله بارون رودولف دوگورتز، آخرین بازماندۀ خاندان دوگورتز و مالک قلعۀ کارپاتها، و فرانس دوتِلِک، نجیبزدهای عاشقپیشه، که اگر نبود جسارت و نیز شیفتگیِ او نسبت به داستانهای اسرارآمیز، راز ساکنانِ قلعه هرگز فاش نمیشد.
ممکن است حین خواندن این داستان فکر کنید ژول ورن، برخلاف اغلب کتابهایش، از عناصر علمیِ چندانی بهره نبرده است. اما اینطور نیست، چراکه او از طریق اورفانیک، دانشمند و نابغهٔ قدرنادیدهٔ داستان، از «الکتریسیته»، که بهدرستی «روح جهان» نام گرفته، و نیز از تلفن و حتی گرامافون برای رسیدن به مقاصد شومش بهرۀ وافری میبرد، به طوری که ممکن است، تحت تأثیر وقایع داستان، از این اختراعات مفید بشری بیزار شوید.
گمان بر این است که برام استوکر، نویسندۀ ایرلندی، از این رمان ژول ورن برای نوشتن رمان خودش دراکولا در سال ۱۸۹۷ الهام گرفته است.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.