3 گزارش کوتاه درباره نوید و نگار

36,500 تومان

قبل از هرچيزي بايد بگم احتمالا از اين داستان خوش‌تون نمي‌آد. اما به قول يحيي سورآبادي، همون كه براي بچه‌ها قصه مي‌نويسه، گاهي از چيزي كه امروز خوش‌تون نمي‌آد ممكنه فردا خوش‌تون بياد. اگه از اون آدم‌هايي هستيد كه مي‌تونيد تا فردا صبر كنيد، گمونم بد نيست داستان رو بخونيد. جدي مي‌گم. نوشتن‌اش يكي دو سال طول كشيده اما شرط مي‌بندم خوندن‌اش بيش‌تر از يكي دو ساعت وقت‌تون رو نگيره، به اندازه ديدن يكي از همين فيلم‌هاي سينما و تلويزيون، مثلا. يا تماشاي مسابقه فوتبالي، بوكسي چيزي. من به سهم خودم سعي كرده‌ام خيلي زود سر و ته قضيه را هم بياورم تا كل مصيبت خوندن توي بعدازظهر يك روز تعطيل تموم بشه…

فقط 1 عدد در انبار موجود است

شناسه محصول: 9789642134472 دسته: , ,
توضیحات

3 گزارش کوتاه درباره نوید و نگار

نویسنده مصطفی مستور
مترجم
نوبت چاپ 14
تعداد صفحات 128
قطع و نوع جلد پالتویی شومیز
سال انتشار 1398
شابک 9789642134472
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.15 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “3 گزارش کوتاه درباره نوید و نگار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

مهارت‌های زناشویی

235,000 تومان

برقراری رابطه‏‌ای صمیمانه می‏‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع لذت برای فرد و در عین حال یکی از مهم‌ترین منابع ناراحتی وی باشد. این کتاب به شما کمک خواهد کرد مهارت‏‌هایی که برای شاداب نگه داشتن عشق خود به آنها نیاز دارید را کسب کنید و یا به مهارت‌‏های فعلی خود بیافزایید. این کتاب از سه جنبه با سایر کتاب‏های موجود در زمینۀ خودیاری تفاوت دارد: اول از همه، از آنجا که هدف ما آموزش مهارت است، در این کتاب به جای تمرکز بر مفاهیم و نظریه‌‏ها بر عمل کردن و ایجاد تغییر تمرکز داریم.

در این کتاب نباید فقط به خواندن مطالب اکتفا کنید، بلکه باید راهکارها و مطالبی که ارائه می‏‌شوند را به عمل درآورید، تمرین‏‌ها را انجام دهید، برگه‌‏های فعالیت و دفترهای یادداشت روزانه را اجرا کنید، سعی کنید در انجام رفتارهای جدید نسبت به همسرتان دست به خطر بزنید. این کارها به صبوری و سخت‏کوشی و گاهی اوقات به تشویق نیاز دارند، اما برای رسیدن به تغییر در زندگی زناشویی باید تلاش کنید. اوضاع تغییر خواهد کرد، اما نه به صورت شانسی و ناگهانی و نه به خاطر اینکه بیشتر مطلب می‏دانید، بلکه به دلیل اینکه در رابطۀ زناشویی خیلی ماهرتر شده‌‏اید.

سفارش:0
باقی مانده:1

رهبران جهان باستان (7) هانیبال

3,500 تومان
کسی نمی‌داند هانیبال چه زمانی نقشه جسورانه‌ترین حمله نظامی تاریخ جهان را کشید . آفتاب صبحگاهی بهاری ، صخره‌های سنگیِ بالای ساحل غربی دریای مدیترانه را گرم کرده بود . برفراز آن صخره‌های مشرِف به شهر باستانی کارتاژ نو ، قصرهای متعددی قرار داشت که خورشیدِ در حال طلوع به آن‌ها هم گرمی می‌بخشید . این شهر در قسمت بالای سواحل شرقی شبه‌جزیره ایبریا قرار داشت ، یعنی در نزدیکی جایی که امروزه شهر اسپانیایی کارتاخنا قرار دارد . قصرها و ردیفِ خانه‌های شهر در زیر نور صبحگاهی می‌درخشید و کودکان که انگار می‌دانستند اتفاقی مهم در حال رخ دادن است در خیابان‌های شهر می‌دویدند . مردی قوی‌هیکل و گندمگون با چشمان سیاه و نافذ از بالای یکی از قصرها به پایین نگاه می‌کرد . نخست به امواج پر تلألؤ پایین دست‌ها و سپس به باغ‌های سبز زیتون و مزرعه‌های قهوه‌ای رنگی نظر افکند که در سرتاسر ساحل کشیده شده بود . مرد به کارگران متعددی نگاه کرد که مزارع را شخم می‌زدند و زمین را برای کشت محصول در بهار آینده آماده می‌کردند . نام او هانیبال بارکا بود . تنها ٢٨ سال داشت ، ولی بعد از مرگ پدرش ، هامیلکار ، و برادر خوانده‌اش ، هاسدروبال ، فرمانده ارتش یکی از بزرگ‌ترین تمدن‌های تاریخ باستان ، یعنی « کارتاژ » شده بود . این فرهنگِ آفریقای شمالی تا ایبریا ( اسپانیا و پرتغال امروزی ) بسط یافته بود و با تأسیس شهر کارتاژ نو نفوذش را تا آن سوی آفریقا گسترش داده بود .

سماع جان

425,000 تومان
“سماع جان” اثری است به قلم “جلیل مسعودی فرد” که در آن به “تبیین و تحلیل داستان های مثنوی” می‌پردازد. مثنوی حکایت انسانی است که از یار و دیار خود دور افتاده و از ماوای ازلی خود به زمین تبعید شده است. انسانی که در اینجا در عذاب غربت گیر افتاده و آرزوی بازگشت به وطن اصلی‌اش، با ارزش‌ترین انگیزه و دارایی اوست. عشقی که با خود به یادگار دارد، زندگانی‌اش را گرمی می‌بخشد و به او امید وصال و بازگشت به نیستان را هدیه می‌کند. هجده سطر اول مثنوی که به «نی نامه» معروف است و سرآغاز مثنوی یا خلاصه‌ای از آرای مولانا است، روایت آدمی را به تصویر می‌کشد که تنهاست و رنج غربت، او را به ناله و زاری انداخته است. آنچه نی از آن حکایت و شکایت کرده، شکایت از همان جدایی و دور افتادن است. دوری از آرامشی بهشتی، وصال یار و گیر افتادن در تله‌ی درد و رنج‌های دنیای مادی. مولانا نمی‌تواند آنطور که می‌خواهد، بیان کند که این داستان چقدر دشوار، اندوه‌برانگیز و غیرقابل‌توصیف است. تنها انسان‌هایی که این حس را درک کرده‌اند و سینه‌شان در غم فراق سوخته و آرزوی در هم آمیختن تمام وجودشان را دریده است، می‌توانند این رنج مشترک را درک کنند، همنشین انسان باشند و با همدلی خود، این داغ را کمی خنک کنند و سایه‌ای هرچند کوتاه را فراهم کنند. نی در این اشعار که از غم غربت می‌نالد، نشان از مردی غریب و پاکدامن و عابد است که با پاکی درونی و صیقل دادن جسم و روان از هر گونه پیوند و وابستگی رها شده و آماده است تا با دم عشق الهی نواخته شود. تمام مثنوی را می‌شود شرح این داستان دانست و “جلیل مسعودی فرد” در “سماع جان”، یک به یک “تبیین و تحلیل داستان های مثنوی” را به خواننده‌ی مشتاق، ارائه می‌کند.

ما گربه هستیم

585,000 تومان
کتاب ما گربه هستیم نوشته ناتسومه سوسه کی ترجمه احد علیقلیان توسط انتشارات مرکز با موضوع رمان، داستان خارجی، رمان خارجی به چاپ رسیده است. وقتی یک گربه به مشاهده رفتار ما می پردازد. یک رمان فوق العاده خواندنی با ترجمه ای عالی رمانی برجسته که از آثار کلاسیک ادبیات جهان به شمار می رود.این رمان سلسله حکایت ها و طنازی ها و شوخی های ظریف گربه ی فارغ البالی است که نامی ندارد و هرگز موشی نگرفته است و به هیچ دردی نمی خورد جز تماشای کردار آدم ها... ما گربه هستیم و هنوز نامی نداریماصیل ترین و فراموش نشدنی ترین رمان در ادبیات ژاپنی چنین آغاز می شود.ما گربه هستیم رمانی است تمثیلی با زبانی طنز و شوخ و شنگ و روایتی لوده وار که خواندنش بسیار لذت بخش است، وقایع نگاری بچه گربه ای مطرود و سرراهی و سرگردان که تمام وقتش را به مشاهده ی طبیعت آدم ها می گذراند. از ماجراهای نجار و معلمان مدرسه تا ضعف های راهبان و حاکمان. از این چشم انداز یگانه نویسنده کتاب با تکیه بر تعلیمات خود در فلسفه ی چینی اظهار نظرهای گزنده ای درباره خیزش اجتماعی ژاپن دوره ی میجی می کند.

کتاب تاریخ تاجیکان با مهر کاملا سری

280,000 تومان
معرفی کتاب تاریخ تاجیکان با مهر کاملا سری در خلال تلاش های روسیه ی شوروی برای ایجاد مجموعه ای از دولت- ملت های جدید در حوزیه تحت تصرف مسکو در ماوراء النهر در سال های نخست و میانه ی ده ی 1920، ساختار اداری و از آن مهم تر سامان هویتی آن سرزمین به کلی دگرگون شد؛ یکی از اهداف این دست کاری، فراهم آوردن زمینه ی تضعیف هویت ایرانی ماوراء النهر بود. چگونگی شکل گیری تاجیکستان یا به عبارت دقیق تر فروکاستن یک بخش مهم از جهان ایرانی و فارسی زبان آن حدود با حذف مراکزی چون سمرقند و بخارا به یک حوزه ی دورافتاده ی کوهستانی، یکی از نمونه های مهم این تغییر و تبدیل است که در این بررسی به گوشه هایی از آن پرداخته شده است.

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت