شخصیت رنسانس … میگل دِ سروانتس
کتاب « دون کیشوت » تأثیر عظیمی بر فرهنگ جهان داشته است اما نباید این اثر شگرف را جدا از خالق آن در نظر گرفت . « دون کیشوت » تخیلی از خیلی جهات بسیار شبیه « سروانتس » واقعی است . او هم چون شوالیه مجنونش فردی آرمانگرا بود . سروانتس با نوشتههایش ، در جهانی سرشار از زشتی ، زیبایی خودش را آفرید . به علاوه او همانند دون کیشوت به جنگ بر سر راستی ، ولو علیه چیزهای به ظاهر غیرممکن ، باور داشت . سروانتس به رغم بسیاری از ناملایمات ، از جمله فقر و سالهای سپری شده در زندان هیچگاه تسلیم نشد .
او از عهده این کار سترگ برآمد و ادبیاتی گرانقدر برای تمامی نسلها آفرید . او فهمیده بود که « سروانتس » و « دون کیشوت » جدایی ناپذیرند . مجلد دیگری از شخصیتهای تأثیرگذار به « سروانتس » نویسنده اسپانیایی میپردازد و زندگی پر فراز و نشیب او را شرح میدهد . این کتاب در ١١٠ صفحه راهی بازار نشر شده است .
شخصیت معاصر … ایندیرا گاندی
از سال ١٩٠٠ تا امروز بشریت و جهان تغییرات عمدهای داشته است . در این دوره عقاید سیاسی جدید باعث بروز جنگهای جهانی شد . فاشیسم و کمونیسم به جدایی بعضی از کشورها انجامید و دموکراسی بعضی از کشورها را در کنار هم قرار داد . دگرگونیهای بنیادی در نظریهها معیار آزادیهای فردی و رسوم مذهبی و علم و فناوری و صنعت را محک زد . این تغییرات سیاستهای جهانی و درک روابط بینالملل را ضروری کرده است . فضای فکری جهان معاصر بر اصالت انسان و این باور متمرکز شده است که اقتصاد جهانی دنیا را به محیطی با ارتباطات نزدیکتر تبدیل کرده است .
هندوستان یکی از پرجمعیتترین کشورهای جهان است که از سال ١٩٤٧ مستقل شده است . این کشور پیش از آن یکی از مستعمرات بریتانیای کبیر بود . امروزه جمعیت هند بالغ بر یک میلیارد نفر است . در هند ، رهبر حزب صاحب قدرت نخستوزیر میشود . از بین رفتن محبوبیت سبب کاهش آراء میشود و سرانجام نخستوزیر سمتش را از دست میدهد . کتاب حاضر سرگذشت فراز و فرودهای مادر هند ( ایندیرا گاندی ) است . او رهبری و قدرت را بخشی از حق طبیعیاش به حساب میآورد و در دنیای سیاست با هدف تلاش برای استقلال هند بار آمد . او زندگیاش را وقف ملتش کرد . گاندی باور داشت که مردم میتوانند در کنار هم زندگی کنند . مجلد دیگری از مجموعه شخصیتهای تأثیرگذار به ایندیرا گاندی اختصاص یافته که در ١١١ صفحه راهی بازار نشر شده است .
شخصیت معاصر … فرانکلین دلانو روزولت
با آغاز قرن نوزدهم و پیشرفتهای حاصل شده در تمامی حوزههای فعالیت انسان ، دنیای قدیم به مکانی جدید بدل شد. اختراعات جدید روش زندگی را به سرعت تغییر داد و اکتشافات علمی نیز نگرش انسان را به خود دگرگون ساخت. با وقوع جنگ جهانی اول سراسر جهان را جنگ فرا گرفت، و به کارگیری اندیشههایی نظیر کمونیسم و ناسیونالیسم نشان داد که کشورها میتوانند بسیار فراتر از مرزهای خود بر جهان تأثیر بگذارند . مجموعه این تحولات دنیایی را به وجود آورده است که آن را جهان معاصر مینامیم .
« فرانکلین دلانو روزولت » در تمام عمرش از آتش میترسید ، اما عاشق طبیعت، به ویژه مناظر اطراف منزل ییلاقی خود در جزیره کمپوبلوی کانادا بود. دهم ، اوت سال ١٩٢١ بود که به همراه فرزندانش سوار بر قایق ویرئو، از کلبه خانوادگی در جزیره کمپوبلو به قصد ماهیگیری به راه افتاد . هر چند که او قبل از آمدن به تعطیلات کاملاً خسته بود و سختی سفر به جزیره نیز او را خستهتر کرده بود، اجازه نداد خستگی مانع آن شود که همراه فرزندانش از یکی از محبوبترین تفریحهای خود یعنی قایقرانی لذت ببرد .
رهبران جهان باستان (7) هانیبال
کسی نمیداند هانیبال چه زمانی نقشه جسورانهترین حمله نظامی تاریخ جهان را کشید . آفتاب صبحگاهی بهاری ، صخرههای سنگیِ بالای ساحل غربی دریای مدیترانه را گرم کرده بود . برفراز آن صخرههای مشرِف به شهر باستانی کارتاژ نو ، قصرهای متعددی قرار داشت که خورشیدِ در حال طلوع به آنها هم گرمی میبخشید . این شهر در قسمت بالای سواحل شرقی شبهجزیره ایبریا قرار داشت ، یعنی در نزدیکی جایی که امروزه شهر اسپانیایی کارتاخنا قرار دارد . قصرها و ردیفِ خانههای شهر در زیر نور صبحگاهی میدرخشید و کودکان که انگار میدانستند اتفاقی مهم در حال رخ دادن است در خیابانهای شهر میدویدند . مردی قویهیکل و گندمگون با چشمان سیاه و نافذ از بالای یکی از قصرها به پایین نگاه میکرد .
نخست به امواج پر تلألؤ پایین دستها و سپس به باغهای سبز زیتون و مزرعههای قهوهای رنگی نظر افکند که در سرتاسر ساحل کشیده شده بود . مرد به کارگران متعددی نگاه کرد که مزارع را شخم میزدند و زمین را برای کشت محصول در بهار آینده آماده میکردند . نام او هانیبال بارکا بود . تنها ٢٨ سال داشت ، ولی بعد از مرگ پدرش ، هامیلکار ، و برادر خواندهاش ، هاسدروبال ، فرمانده ارتش یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخ باستان ، یعنی « کارتاژ » شده بود . این فرهنگِ آفریقای شمالی تا ایبریا ( اسپانیا و پرتغال امروزی ) بسط یافته بود و با تأسیس شهر کارتاژ نو نفوذش را تا آن سوی آفریقا گسترش داده بود .
رهبران جهان باستان (6) نفر تی تی
هنگامی که به کشور مصر میاندیشیم ، چه فکری به ذهنمان خطور میکند ؟ صحرای وسیعی را در ذهن تصور میکنیم که سراسر شمال آفریقا را در بر گرفته است ، جایی که مصر در آن قرار دارد ؛ میتوانیم رودخانه نیل – طولانیترین رودخانه جهان – را ببینیم که از شمال به جنوب جریان دارد و این سرزمین را تقریباً به دو بخش مساوی تقسیم میکند و به مردمی با تاریخی بسیار کهن ، زیبا و اسرارآمیز میاندیشیم .
هنگامی که به مصر باستان میاندیشیم ، به اهرام ، ابوالهول و البته مومیاییها نیز خواهیم اندیشید ، و سرانجام به نماد دیگری از زیبایی این سرزمین اسرارآمیز : نیمتنهای از نفرتیتی ، ملکه محبوب ، مزین به رنگهای روشن .
ویژگی مجسمه سنگ آهکی نفرتیتی این است که جزئیات آن به ظرافت پرداخته و با واقعگرایی ساخته شده است . او سرش را با وقاری شاهانه بالا گرفته است و گردن باریکش که به گردن قو میماند ، گونههای برجستهاش و لبان کاملاً سرخش ما را به یاد زنان زیبای امروزی میاندازد . دیهیمی به رنگ آبی آسمانی به سر و گردنبند بزرگی از دانههای بلند طلایی به گردن دارد که به آنها دانههای نِفِر میگویند . بارها و بارها تصویر نفرتیتی بازآفرینی شده و به نمادی از این سرزمین باستانی و مردمانش مبدل شده است .
ممکن است از خود بپرسیم آیا زنی را که هزاران سال پیش ، اینگونه در برابر هنرمند نشسته است ، میشناسیم ؟ برای شناخت بهتر و بیشتر از او مجلد دیگری از رهبران جهان باستان تحت عنوان « نفرتیتی » منتشر شد .
ملل 10 … سوریه
دهمین جلد از کتابهای «مجموعه ملل» که به وضعیت اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشورهای گوناگون میپردازد تحت عنوان سوریه منتشر میشود. کتابهای مجموعه ملل که تاکنون ٩ مجلد آن به چاپ رسیده درباره کشورهای عربستان، ژاپن، یونان، آمریکا، پاکستان، عربستان، افغانستان، ترکیه و آلمان بوده که این بار به بررسی کشور سوریه میپردازد، کشوری که مالامال از تاریخ باستانی است. مترجم این کتاب خانم مهسا خلیلی است که پیش از این کتاب ترکیه را از همین مجموعه ترجمه کرده است. «سوریه» ١٤٤ صفحه است و امیدواریم در نمایشگاه کتاب بتوانیم آن را به علاقهمندان این مجموعه تقدیم کنیم.
رهبران جهان باستان (4) حمورابی
در زمستان سال ١٩٠١ و ١٩٠٢ یک تیم باستانشناسی فرانسوی در محوطه باستانی شوش مشغول حفاری بود . یکی از یافتههای این گروه بلافاصله مشهور شد : سه قطعه بزرگ سنگ سیاه براق که یادمانی به بلندی تقریباً دو متر و سی سانتیمتر را تشکیل میداد .
در بالای یادمان ، چهره مردی بر سنگ تراشیده شده بود ، پادشاهی ایستاده در برابر پیکری نشسته ، که حال میدانیم شَمَش ، ربالنوع خورشید و همچنین ربالنوعِ عدالت بابلیهاست . زیر تصویر ، سطرهای نوشته شده زیادی به خط میخی دیده میشد .
این خط با استفاده از یک نی و فشار دادن آن بر روی گِل نرم نوشته میشد ، اما در این یادمان ، کلمات با دقت روی سنگ سیاه کنده شده بود . حمورابی چهار هزار سال پیش در سرزمینی که بعدها بینالنهرین نامیده شد ، زندگی و حکمرانی میکرده است . « حمورابی » مجلد چهارم مجموعه رهبران جهان باستان است که در ١٢٥ صفحه منتشر شده است .
رهبران جهان باستان (10) آتیلا رهبر هونها
هزاران جنگجو سوار بر اسب از آن سوی صحراها و شنزارها حمله آوردند و خاک از زیر سم اسبانشان به هوا برخاست و روی خورشید را پوشاند . مردانی با شکل و شمایل عجیب حمله را آغاز کرده بودند ؛ مردانی که « منظری هولناک داشتند ؛ جمجمههایی که به دلیل بستن در کودکی از ریخت افتاده بود ، دو شکاف به جای چشم و گونههایی متورم که رد زخم زشتشان کرده و پوشیده از ریشی تُنُک » . اسبان و سوارانی که به نام هون شناخته میشدند ، چنان با یکدیگر هماهنگ بودند که انگار با تنی واحد حرکت میکنند .
اسبانِ کوتاه و پرمو ، سوارانشان را با سرعتی نفسگیر به میدان نبرد میرساندند و آنگاه که راکبان با شمشیر و نیزه درگیر نبرد بودند ، به آسانی یاریشان میکردند . مردان علاوه بر ظاهر هولناکشان فریادهایی وحشتانگیز سر میدادند و قربانیان خود را که در کشمکش بودند ، به هول و هراس میافکندند . همچنین پوست حیواناتی که به دور شانه میپیچیدند ، ظاهرشان را مخوفتر میکرد . آتیلا ، شاه هونها ، با اعتماد به نفسی جسورانه سپاهش را رهبری میکرد . آنگاه که اسب سیاهش را پیشاپیش سپاه میراند ، جنگجویانش هر حرکت او را میپاییدند . عزمِ جزم او از آروارههای فشردهاش پیدا بود . او به افرادش اشاره میکرد تا با سرعت هر چه بیشتر پیش بتازند . هونها دومین حمله به امپراتوری روم شرقی را در بهار سال ٤٤٧ میلادی آغاز کرده بودند .