ما اينجا داريم مي ميريم
جملاتی از کتاب ما اینجا داریم میمیریم
خوشبختیها را گم کردهایم، همهشان گم شدهاند. دستمان خالی است دیگر هیچ نوری توی دستهامان نیست.
گاهی همین قدر که بنشینم و ده دقیقه توی حال خودم باشم و کارگرهای ساختمان روبرو تیرآهن خالی نکنند و دلم برای چیزی شور نزند و تسمه کولر پاره نشود به گمانم خوشبختم.
خوبی تهران همین است که همهچیز گم میشود توی های و هوی شهر.
طلاپری میداند که هر ستاره مال کدام آدمیزاد است و حال میبینیم که آدمیزادها همیشه با جام چای کنار پنجره میایستند و هیچوقت پریهای جنگل را صدا نمیزنند. آدمیزادها عاشق آسمان هستند و مدام دنبال ستارههایشان میگردند.
مادرش همیشه میگفت هیچ کار خدا بیحکمت نیست. بعد هم غشغش میخندید که یک خدایا شکر بگو و خودت را راحت کن. تا آن سر دنیا هم که بدوی نمیفهمی چرا بلاهای ریز و درشت سر آدم میآید.
آدمیزادها هیچوقت صدایی را که نمیبینند، نمیشنوند. حتی گاهی خوشبختیهای کوچکشان را هم نمیبینند.
وقتی از دویدن صحبت می کنم، در چه موردی صحبت می کنم؟
معرفی کتاب وقتی از دویدن صحبت میکنم، در چه موردی صحبت می کنم؟
اگه تا به حال یه رشته ورزشی رو مرتب و روی برنامه دنبال کرده باشید، میدونید لذت ورزش کردن به رقابت و برنده شدن نیست، بلکه تماما به چالشی که شما رو در برابر خودتون به مسابقه میذاره مربوط میشه. لذت مقاومت در برابر خستگی ها و تلاش برای رسیدن به هدفی که در ذهن دارید، از حس هایی هست که کمتر کتابی به اون توجه کرده و کسی که تا به حال این حس رو تجربه نکرده باشه، از وجودش بی خبره. اما هاروکی موراکامی در کتاب خودش به خوبی احساس و روند ذهنی یک دونده استقامت رو توصیف می کنه، به طوریکه در طول داستان متوجه میشیم که این عادت خوب روزانه چقدر روی ذهن و روحیه این شخص تاثیر گذاشته.
آثار هاروکی موراکامی همیشه جزو محبوب ترین داستانهایی که روایت روان و جذابی دارند شناخته شدند. حالا این نکته رو با موضوع جذابی مثل تمرین ورزشی حرفه ای جمع کنید و نتیجه اش میشه کتابی که حسابی میتونه نظرتون رو جلب کنه و برای ورزش کردن بهتون انگیزه بده. این کتاب به خاطر حجم کمی هم که داره (۱۶۰ صفحه)، امکان نداره که حوصله سر بر بشه و احتمالا خیلی زود میتونید تمومش کنید.
کتاب “وقتی از دویدن صحبت می کنم در چه موردی صحبت می کنم”، به ترجمه ی علی حاجی قاسم رو انتشارات نگاه چاپ کرده.
وقتی از دویدن صحبت میکنم، در چه موردی صحبت میکنم؟” خاطرات هاروکی موراکامی نویسندة ژاپنی است که برخی رمانها و داستانهای کوتاه او شهرتی جهانی دارند. موراکامی با اینکه مینی مالیست نیست، امّا به واسطة آشنایی و دوستی با ریموند کارور و نیز اُنس والفت با آثار همینگ وی، گونهای تأثیرپذیری از مینی مالیستها و نیز شیوة نگارش همینگ وی در آثارش دیده میشود. موراکامی عاشق دویدن است. وی بارها در مسابقات دو شرکت کرده و رکورد خود را نیز دارد. او همچنین عاشق موسیقی جاز و گربههاست. و بسیاری موراکامی را به سبب رمان “جنگل نروژی” که شباهتهایی به “ناطور دشت” دارد “سالینجر” ژاپن نامیدهاند. ریموند کارور، داستان معروفی دارد به نام “وقتی از عشق حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم” .موراکامی نام مجموعه خاطرات خود را با اجازة بیوة کارور، خانم “تِسی گالاگر” از عنوان این داستان و کتاب وام گرفته است…
کتاب دفترچه خاطرات ایرلندی
معرفی کتاب دفترچه خاطرات ایرلندی
هاینریش بل که در اوایل دهه ی ۱۹۵۰ برای چند ماهی به ایرلند سفر کرده است، با نوشتن این یادداشت ها از میهمان نوازی این سرزمین محروم و مردمان صبورش سپاس گزاری می کند. در این کتاب، که بسیاری از صاحب نظران آن را لطیف ترین اثر ادبی بل دانسته اند، زیبایی و کشش مرموزی نهفته است؛ او بی آن که کلمه ای از اقتصاد، سیاست و یا تاریخ ایرلند به میان آورد، با نثری شاعرانه و دلپذیر، خصوصیات این سرزمین و مردمانش را توصیف می کند: فقر و آوارگی ملتی که فرصتی برای زیستن در موطنش ندارد، شکیبایی و سختکوشی انسان هایی که پیوسته با مصیبت های بی پایان روبه رویند، اعتقادات مذهبی «کاتولیک ترین» ملت اروپا، مثل ها و...گزاف نیست اگر گفته شود که این یادداشت ها بیش از هر نوشته یا گزارش سیاسی - اجتماعی دیگری، درون مردمان نازک طبع را از آن چه که بر سر ساکنین صبور این سرزمین کوچک می رود، متأثر می سازد. گرچه این یادداشت ها سال ها پیش نوشته شده است، اما هنوز هم تصویری گویا و پراحساس از ایرلند و ایرلندی ها به دست می دهد، تصویری که در طول تمام این مدت تغییر عمده ای نکرده است.
آرامش
تیم پارکس در کتاب آرامش، تجربیاتش را از زندگی شخصی خود بیان کرده است. او با وجود بیماریهای لاعلاج و اعتقادات معنوی کمی که داشت به این موضوع پیبرد که با انرژی درمانی و قدرت ذهن میتواند زندگی خود را تغییر دهد.
در این جهان مدرن آشفته چگونه میتوانیم به آرامش برسیم؟ تیم پارکس (Tim Parks) که تمام عمرش به امور معنوی بدبین بود خود را در مراقبهی عزلت نشینی بودایی تصویر میکند که سعی دارد در آن به این پرسش پاسخ دهد. او با صداقتی بیرحم و بذلهگوییای خشک سفرش از بیباوری تا چیزی که رسیدن به آرامشی درونی است را بازگو میکند و یکی از بزرگترین رمز و رازهای زمانمان را حل میکند. چطور در این عصر مدرن دوام بیاوریم. کتاب آرامش (Calm) منتخبی است از کتاب به ما بیاموزید که ساکن بنشینیم
تابستان زندگی
کتاب زندگی و هنر پیکاسو
معرفی کتاب زندگی و هنر پیکاسو
احتمالا درباره هیچ هنرمندی در زمان حیاتش، به اندازه پابلو پیکاسو، مقاله، کتاب، رساله، تفسیر، نقد و یادداشتی نوشته نشده است. شاید هیچ هنرمندی با این همه رسانه هنری متنوع و گوناگون، به اندازه پیکاسو کار نکرده است.
او از نقاشی رنگ روغن تا طراحی، مجسمهسازی، گرافیک، سرامیک و همچنین استفاده از ابزارهایی مانند گواش، پاستل و مداد رنگی برای آثار خود استفاده کرده است. علاوه بر این، او توانسته است لیتوگرافی، چوبکاری، ساخت پیکرههایی از گچ و چوب، مجسمههای برنزی و ترکیب بندی از کاغذ، پارچه و چسب را به خوبی به اجرا درآورد.
همچنین، او توانسته است ساختوارههایی از آهن و مفتول، چوب یا ورقههای فلزی، عکسها و طرحهایی برای لباسها، پردههای پیش و پس صحنه تئاتر و باله، و همچنین نوشتن شعر و نمایشنامه ارائه دهد. سبک نقاشی پیکاسو، که به عنوان نقاشی نقشهبرداری یا کوبیسم شناخته میشود، یکی از برجستهترین و معروفترین سبکهای هنری قرن بیستم است.
پیکاسو در این سبک، به طراحی اشیا و اشکال سه بعدی با استفاده از مجموعهای از خطوط، سطوح و رنگها میپردازد. در نقاشی نقشهبرداری، پیکاسو از روشی استفاده میکند که اشکال و اشیا را به شکل هندسی و هندسهگونه تجزیه میکند.
این سبک بازنمایی هنری بر اساس رویکرد کوبیسم، که از اواخر دهه ۱۹۰۰ تا اوایل دهه ۱۹۱۰ رایج بود، ظهور کرد. پیکاسو در آثار خود از هندسه، چند رویه، و تجزیه و تحلیل اشکال استفاده میکند تا به نمایش رساندن اشیا و اشکال در زوایای مختلف بپردازد.
در سبک نقاشی نقشهبرداری، پیکاسو به استفاده از رنگهای شدید و قاطع نیز مشهور است. او از رنگها برای بیان احساسات و ارائه ابعاد عمیقتر در تصویر استفاده میکند.
این سبک به شیوهای بیرحمانه و پرانرژی توانست در هنر جدید تأثیر بسزایی داشته باشد و پیشگام بسیاری از جنبشهای هنری بعدی نظیر سررئالیسم و اکسپرسیونیسم باشد.
کتاب ستارخان (پناهی ماکویی)
معرفی کتاب ستارخان (پناهی ماکویی)
رمان ستّارخان یکی از بزرگ ترین آثار هنری عباس پناهی ماکوئی است که درباره انقلاب مشروطیت ایران آگاهی های بس گرانبهایی را به دست می دهد. درباره رهبری توانای این جنبش، درباره سازمان رزمی و سرانجام درباره ستّارخان و همرزمان اش راستی هایی را بازگو می کند.
پناهی در این رمان از جنبش های آزادیبخش ملّی، زندگی قشرها و طبقه های گوناگون ایرانیان، به ویژه آذربایجان و تبریزیان، و تاریخچه پیکارهای سیاسی و نظامی مردم سخن به میان می آورد و چهره های وابسته به ملیّت های گوناگون ایران (فارس و آذربایجانی و کرد و ارمنی) و نقش آن ها در روند جنبش مردمی مشروطه و نیز فعالیّت های نمایندگان دولت های امپریالیستی مقیم ایران را در آن زمان به خوبی نشان می دهد. در این رمان از ناجور بودن محیط اجتماعی ایران ضمن اوج گیری پیکارهای انقلابی به ویژه در زمان قیام تبریز زیر رهبری ستّارخان در بلوای تبریز، صحنه های به یادماندنی و حکایات شیرین و در عین حال دلگزایی به تصویر کشیده شده است.
کتاب شعر زمان ما 16 شفیعی کدکنی
معرفی کتاب شعر زمان ما 16 شفیعی کدکنی
محمدرضا شفیعی کدکنی در نوزده مهر ۱۳۱۸ در کدکن از توابع تربت حیدریه در خراسان به دنیا آمد. شفیعی کدکنی هرگز به دبستان و دبیرستان نرفت و از آغاز کودکی نزد پدر خود (که آخوند بود) و مرحوم ادیب نیشابوری دوم به فراگیری زبان و ادبیات عرب پرداخت (در هفت سالگی تمام الفیه ابن مالک را از حفظ بود) و فقه، کلام و اصول را نزد آیت الله شیخ هاشم قزوینی فراگرفت.
اما پس از مرگ شیخ هاشم قزوینی (معروف به فقیه آزادگان) تا آخرین مراحل درس خارج فقه را نزد آیت الله میلانی خواند و در این دوره با آیت الله سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی همدرس بود. او به پیشنهاد مرحوم دکتر علی اکبر فیاض در دانشگاه فردوسی مشهد نام نویسی کرد و در کنکور آن سال نفر اول شد و به دانشکدهٔ ادبیات رفت و مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی و مدرک دکتری را نیز در همین رشته از دانشگاه تهران گرفت.
شفیعی کدکنی از سال ۱۳۴۸ تاکنون (۱۳۹۱) به درخواست دانشگاه تهران استاد دانشگاه تهران است. استاد بدیع الزمان فروزانفر زیر برگهٔ پیشنهاد استخدام وی نوشت «احترامی است به فضیلت او».
شفیعی از جمله دوستان نزدیک مهدی اخوان ثالث شاعر خراسانی به شمار می رود و دلبستگی خود را به اشعار وی پنهان نمی کرد. محمدرضا شفیعی کدکنی روز پنجشنبه ۵ شهریور ۱۳۸۸ تهران را به مقصد آمریکا ترک کرد.
این سفر بازتاب وسیعی در مطبوعات ایران داشت. او برای استفاده از یک فرصت مطالعاتی به موسسه مطالعات پیشرفتهٔ پرینستون رفت تا در باب تاریخ و تطور فرقهٔ کرامیه تحقیق کند و پس از ۹ ماه دوری از وطن به ایران بازگشت و پس از بازگشت به ایران بر سر کرسی تدریس خود در دانشگاه تهران حاضر شد
.