اسلام میان حقیقت و تجلی تاریخی
معرفی کتاب اسلام میان حقیقت و تجلی تاریخی
کتاب حاضر ترجمهای است از کتاب «الاسلام بینالرساله و التاریخ»، اثر «دکتر عبدالمجید شرفی». دکتر شرفی در این کتاب با تأکید بر عدم تعارض علم و دین و تنوع و تکثر قرائتهای اسلامی، معتقد است که باید برای نمایش و اثبات همخوانی اسلامی با دنیای مدرن خوانش جدیدی از کلام وحی ارائه داد و با رویکردی انتقادی به بررسی مهمترین علوم اسلامی پرداخت. شرفی بر این باور است که برای آشتی دادن مسلمانان امروز با دین باید به جنبه تشریعی قرآن توجه کرد و انسان مسلمان که مخاطب آیات قرآن است، برای درک دعوت قرآن، علاوه بر لفظ باید معنا و محتوا و هدف نهفته در آیات را مورد توجه قرار دهد.
کتاب شوکران اندیشه
معرفی کتاب شوکران اندیشه
شوکران اندیشه؛ خاطرات و اندیشه های آیت الله صالحی نجف آبادی نویسنده کتاب شهید جاوید»
مرحوم آیت الله صالحی نجف آبادی از جمله علمای تراز اولی بود که جزو پیشروان روشنفکری و یا نواندیشی دینی به شمار می رود که تلاش کرد تا پیرایه و خرافه را از دین بزداید و اندیشه جدیدی از فلسفه دین را ارائه کند.
صالحی نجف آبادی بر اهمیت مبانی کلامی و اخلاقی شریعت اسلام و لزوم تطبیق فقه و اصول با آن ها تأکید داشت و در رویکرد اجتهادی خود بر اهمیت دلایل عقلی و نقلی معتبر و بی اعتباری بسیاری از احکامی که به استناد اجماع و «ادعای اجماع» صادر شده، اصرار داشت که این امر منشأ مخالفت های بیشماری با آراء و نظرات او شد. وی به پیروی از استادش آیت الله بروجردی بر اهمیت فقه مقارن و تقریب گرایی و عدم تعصب در مواجهه با دستاوردهای فقهی اهل سنت اصرار می ورزید. او همچنین بر لزوم بازخوانی تاریخ و تأثیر آن در کشف حقایق شریعت واقف بود و به همین جهت در تاریخ و «علم رجال» تبحر داشت و بخشی از کشفیات کم نظیر خود در مورد احادیث مجعوله را در کتاب «غلو» و برخی مقالات دیگر آورده است. از دید وی دانستن تمام علوم لازمه امامت امامان نیست و امامان تنها آگاه به همه احکام اسلام و امور اجتماعی و سیاسی هستند و علم آنها در موارد دیگر استثنایی است و عمومیت ندارد. وی برای اثبات نظر خود بر روایات، قرآن، نظر علمای پیشین (شیخ مفید و شیخ طوسی، علامه حلی و سید مرتضی) استناد می کند. از دید وی آگاهی به امور غیبی در مواردی خاص به خواست خدا به امامان و پیامبر الهام می گردد و عمومیت ندارد.
تاریخ خوزستان
مولف، کتاب را به پنج دوره و شرح زیر تقسیم کرده است..
دوره اول: از سال 1604 تا 1797 این دوره همزمان با قدرت گرفتن خاندان کعب در خوزستان است و در آن تاریخ کعب (در قرن هفده و هجده) و چگونگی لشکرکشی کریم خان زند به خوزستان میپردازد.
دوره دوم: از سال 1797 تا 1834 این دوره مصادف با حکمرانی فتحعلی شاه قاجار و سلسله قاجاریه بر ایران است و در آن ضمن تشریح وضع داخلی قبیله کعب، روابط خوزستان با دولت ایران، ترکیه عثمانی و انگلیسیها بررسی میشود. در این دوره و در سال 1812 میلادی تیره محیسن از قبیله بنی کعب قدرت مییابد و محمره را مرکز خود قرار میدهد.
دوره سوم: این دوره با فرمانروایی محمدشاه قاجار مقارن است و در آن قضایایی چون کشاکش میان کعب فلاحیه (شیخ ثامر) و محیسن محمره (شیخ جابر) را دربرمیگیرد. تقسیمات اداری خوزستان در سال 1834، خراب شدن سد کویر کوت نهر هاشم و آغاز ویرانی حویزه، تصرف محمره به دست نیروهای ترک در سال 1837 منصوب شدن معتمدالدوله به عنوان حکمران اصفهان، لرستان و خوزستان در سال 1839، عملیات او علیه قبیله کعب و محمره و سرگذشت دردناک اسارت محمدتقی خان، سرکرده بختیاری به دست او، در همین دوره اتفاق میافتد. کوششهای لایارد و برای باز کردن ایالت بر تجارت انگلیسی و آزمایشی کشتیهای انگلیسی برای دریانوردی و در کارون از رویدادهای این دوره است.
دوره چهارم: این دوره با حکومت ناصرالدین شاه قاجار هم زمان است. گسترش قدرت دولت مرکزی در خوزستان، سرکوبی کعب محیسن، حکومت نظام السلطنه (1896-1887) بر خوزستان، تاسیس اداهر پست ایران در محمره در سال 1981، متصل شدن محمره، اهواز، شوشتر و دزفول از طریق تاسیس سیستم مرکزی تلگراف در برازجان، منصوب شدن اولین کارگزار وزارت خارجه ایران در محمره از جمله رویدادهای این دوره است.
دوره پنجم: در آخرین دوره که با حکمرانی مظفرالدین شاه قاجار مصادف است، شاهد رشد سریع منافع سیاسی و تجاری انگلیس در خوزستان هستیم. این دوره مالامال از رویدادهای گوناگون است و در آن اوضاع داخلی خوزستان شمالی، منطقه حویزه، شیخ نشین محمره، قتل شیخ مزعل و جلوس شیخ خزعل در سال 1897، فروپاشی شیخنشین کعب فلاحیه، روابط شیخ محمره (خزعل) با انگلیس و روسیه، تشدید اختلافات خزعل با حکومت مرکزی، مساله گمرکات و... بررسی شد.
در سراسر این کتاب از خوزستان به نام عربستان یاد شده است. واقعیت این است که خوزستان لااقل بالغ بر سه قرن(همزمان با حکومت شاه عباس صفوی تا اواخر دوره قاجاریه) به همین نام خوانده میشد.
زن در تاریخ ایران معاصر
معرفی کتاب زن در تاریخ ایران معاصر نوشته ی منصوره اتحادیه,شیرین بیانی:
انجمن زنان پژوهشگر تاریخ سمینارهای دوسالانه خود را طبق تقویم برنامههای تدوینیافته به جامعه علمی و فرهنگی ایران عرضه کرده است. «سمینار بینالمللی زن در تاریخ ایران معاصر» دومین برنامه از سلسله سمینارهای انجمن است که در حوزه تاریخ و مطالعات زنان در فاصله زمانی انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، سال ۱۳۸۳ ش در زنجان برگزار گردید.
مقطع تاریخی مورد نظر این کتاب با توجه به اهمیت زمانی آن (از مشروطه تا انقلاب اسلامی) منابع غنیتر، وسیعتر و مستندتری را در اختیار پژوهشگران و محققان قرار میداد که انتظار میرفت مقالات منسجم و پر مغزی را به دبیرخانه سمینار سرازیر کند. اسناد، مدارک، عکسها، فیلمها، خاطرات، نامههای خصوصی و نسخ خطی صاحبان رخدادها و وقایع این دوره موجود بوده و در هموارکردن کار محقق نقش به سزایی ایفا میکند. ضمن اینکه از سوی مورخان و جامعهشناسان شناسایی روحیات و نظریات زنان در دوره معاصر کار دشواری بهشمار نمیرود. چرا که امروزه بسیاری از اهداف، انگیزهها و آرزوهای آنها در میان زنان ایرانی طنین انداخته و همچنان مطرح است. بنابراین بحث و تبادل نظرهایی که به منظور شناخت افراد، اعمال و آمال آنها هم از لحاظ تاریخ زن و هم از لحاظ تاریخ ایران نه تنها مفید بلکه الزامی است. زیرا که تاریخ هر کشوری از جمله ایران، بدون اطلاع از تاریخ زنان کامل نخواهد بود.
کتابی که اینک در پیش رو دارید حاصل تلاش محققان عزیزی است که با این انگیزهها و ایدهها در طی روزهای برگزاری سمینار به ارائه مقالات و تحقیقات خود پرداختند. انجمن نیز در ادامه میثاق خود، به وعدهاش عمل کرده و مجموعه کامل مقالات مذکور را منتشر نموده است. امید است موضوعات متنوعی که در این مجموعه وجود دارد در دسترس پژوهشگران و علاقمندان به مباحث تاریخی و مطالعات زنان قرار گیرد.
این کتاب را به تمام علاقهمندان به تاریخ معاصر پیشنهاد میکنیم
وقتی سروها برگ می ریزند
رمان، داستان زندگی مازیار، دانشجوی شهرستانی است که از اهواز برای ادامه تحصیل در دانشگاه به تهران میرود. او پس از تلاش فراوان در دانشگاه قبول میشود.
قسمتی از متن کتاب: نمره عینکم بازهم رفته بود بالاتر. بس که درس خواندم برای کنکور. خاتون یک قاب جدید عینک به سلیقه خودش سفارش داد. گرد و طلایی. همان مدلی که از آن متنفر بودم
هیتلر را من کشتم
سرنوشت دیکتاتور آلمان همواره یکی از مرموزترین داستانهای تاریخ بوده است و فرضیهها و مستندهای زیادی در مورد او و روزهای پایانی جنگ جهانی دوم ساخته و پرداخته شده است. پیرمردی به نام صادق نورچیان در آخرین روزهای عمر خود به نوه روزنامهنگارش، حمید، راز بزرگی را مینمایاند. حمید در پی کشف این راز به دید جدیدی از زندگی و آیندهاش میرسد. هیتلر را من کشتم داستانی معمایی درباره این احتمال است که روسها پیشوای آلمان نازی را در روزهای پایانی جنگ به ایران منتقل کردند و به صورت مخفیانه در شمال ایران نگهداری میشد. و داستان براساس نقب در خاطرات گذشته افراد دخیل در این راز پیش میرود. این کتاب اولین رمان هادی معیرینژاد است که از اواسط دهه هفتاد شمسی به نوشتن شعر، داستان، نقد هنری و مقالات اجتماعی مشغول است. اما تاکنون اثری منتشر نکرده است. او مدرک کارشناسی ارشد جامعهشناسی دارد و عضو انجمن منتقدان سینمای ایران است و در حال حاضر به کار روزنامهنگاری اشتغال دارد.
در قسمتی از کتاب میخوانیم: با خنده گفت: «نه پدرسوخته! ضرر نداره. این راز رو باید بری کشف کنی، من فقط اولش رو بهت میگم. فقط باید قول بدی تا وقتی من زندهم هیچی نگی، بعدش هر کاری خواستی با این راز بکن. فقط مواظب باش هدرش ندی.» گفتم: «نه مطمئن باشید بابا.» بعد چشمکی زدم و گفتم: «حالا چی هست این راز؟ لااقل تیترشو بگین. با شاهپور غلامرضا دعواتون شده زدینش؟» گفت: «نه برو بالاتر.» به شوخی گفتم: «با اشرف پهلوی سَروسِر داشتین؟» گفت: «نه برو بالاتر.» گفتم: «کتاب خاطرات سِری اعلیحضرت پیش شماست؟» گفت: «نه برو بالاتر.» بعد اشاره کرد که گوشمو بیارم جلو. گوشم رو بردم جلو، خیلی جدی گفت: «به کسی نگو، اما هیتلر رو من کشتم.»
شروع یک زن
داستان « شروع یک زن » دغدغههای زنی به نام پروین است که در آستانه جدا شدن از همسرش پس از چند سال به ایران برگشته و همکلاسی دوران دانشجوییاش « بهرام » را پیدا میکند . بهرام نسبت به همه چیز و همه کس احساسی نوستالژیک دارد . داستان در چند فصل به هم پیوسته روایت میشود . « بهرام را از سال ٦٥ میشناختم . یکی از سه پسر گرایش کودکان استثنایی دانشکده علوم تربیتی بود . آدم عجیبی بود . مردی بود که احساس خوبی نسبت به خودش ، همسرش ، دوستانش و حتی موبایل و ماشینش داشت . عامل موفقیتش هم همین احساس مثبت دائمی بود . » پروین بعد از اینکه از کانادا به ایران میآید هنگام جستجوی بهرام بطور اتفاقی برایش پیامکی میفرستد که زمینه آشنایی و دیدار مجدد این دو فراهم میشود .
خاطرات دانشگاه ، دانشکده ، همکلاسیها و دغدغههای فمینیستی آنها ، پروین را بر سر دو راهی قرار میدهد : « تا چند سال بعد بهرام را ندیدم . اما یکی دو بار تلفنی با هم حرف زدیم و من فهمیدم یک پسر و یک دختر دارد . وضعیت مالیاش هم خیلی خوب شده بود . البته که او حرفی از وضعیت مالیاش نزد اما از صدایش میشد فهمید اوضاعش چطور است . »
شهریور هزار و سیصد و نمی دانم چند
داستان حاوی سه بخش از زندگی زنی آشفته که وقایع و رویدادهای زندگیاش را در دوران قبل از سال ٥٧، انقلاب ٥٧، و بعد از آن به خصوص جنگ و پیامدهای آن بازگو میکند. در قسمتی از این کتاب میخوانیم: حال و هوای این شهر با این فاصله کم با شهر من به اندازه فاصله این دنیا و آن دنیا. شاید هم بهشت و جهنم. مردهای شهر من. عمویم. یک دیکتاتور. اگر زنی اسم سینما را بیاورد، از نظر او خونش مباح است.
تازه او که یک آدمِ باسواد است و از تودهایهای سال سی و دو. کلی هم به خودش افتخار میکند. با وجود آنهمه نوازش که از کودکی جای دستهاش روی سرم باقی مانده. و تنها حامی ما از دور و نزدیک. و همیشه تاریکی، تنهایی و بیپدری را برایمان از جان مایه گذاشته. ولی ترسی از او با من است. همیشه احساس میکنم پشتِ سرم دارد راه میآید و مرا میپاید. همین حالا اگر پیدایش شود؟!... این رمان برنده پنجمین دوره جایزه پروین اعتصامی و همچنین نامزد نهایی جایزه دوسالانه مهرگان ادب، ٩٢ است.
نقدی بر این کتاب