ژان-فرانسوا لیوتار

5,200 تومان

ژان فرانسوا لیوتار (98-1925) یکی از برجسته‌ترین اندیشه‌گران انتقادی در نیمة دوم سدة بیستم بود. شهرت او بیش‌تر به خاطر تحلیل‌های راهگشایش از پسامدرنیسم و پسامدرنیته که محور اصلی مورد توجه نگارنده در این کتاب هستند. نویسنده می‌کوشد در کتاب حاضر که مجلدی از مجموعة اندیشه‌گران انتقادی است، با گزینش دقیق، منسجم و هدفمند اندیشه‌های اساسی این متفکر، به جای دانشی سطحی، شناختی عمقی به خواننده ارائه و انگیزه‌ای برای خوانش‌های پیشرفته‌تر مهیا کند.

فقط 1 عدد در انبار موجود است

توضیحات

ژان-فرانسوا لیوتار

نویسنده سایمون مالپاس
مترجم بهرنگ پورحسینی
نوبت چاپ 2
تعداد صفحات 200
قطع و نوع جلد رقعی (شومیز)
سال انتشار 1394
شابک 9789642130689
حمل و نقل
توضیحات تکمیلی
وزن 0.5 کیلوگرم
نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ژان-فرانسوا لیوتار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: Ali
  • نشانی:
  • هیچ ارزیابی یافت نشد!
محصولات بیشتر

کتاب بهترین داستان های کوتاه (همینگوی)

295,000 تومان
معرفی کتاب بهترین داستان های کوتاه (همینگوی) این مجموعه شامل بهترین داستان های کوتاه ارنست همینوی است. نویسنده ای که شیوه صریح و موجز او در داستان نویسی و در دوره خود بسیاری از جوانان داستان نویس را مجذوب خود کرد. این مجموعه از مجموعه چهارجلدی بهترین داستان های کوتاه نشر نگاه به انتخاب و ترجمه احمد گلشیری است که سه جلد دیگر مجموعه داستان های کوتاه جیمز جویس،مارکز و آنتوان چخوف را شامل میشود. «همینگ وی» نویسنده ای ست که تقریبن همه ی داستان های اش به طرز مشخصی از تجربیات و علایق شخصی خود او مایه گرفته اند؛ شاید یکی از رموز موفقیت اش هم هم این باشد: او از چیزهایی می نویسد که با پوست و استخوان تجربه شان کرده و به هم این علت، شناخت کافی و وافی از آن ها دارد. ناآشنایی با بیوگرافی و زنده گی پرفراز و نشیب همینگ وی، چیزی از جذابیت داستان های او کم نمی کند اما به یقین، شناخت آن بر لذت مطالعه ی داستان های او می افزاید و ای بسا برای دریافت گوشه و کنایه های نهفته در زیرلایه ی بعضی از نوشته های اش نیز شرط لازم باشد.  

سرگذشت آخرین تزار روسیه

345,000 تومان
سرنوشت نیکلای دوم و الکساندرا، آخرین تزار روسیه که برای صد و سی میلیون نفر از مردم روسیه در دوران حکومتشان سلطنت می‌کردند، از جمله‌ی حیرت‌انگیزترین و عبرت‌آورترین سرنوشت‌های تاریخ بشر است. نویسندهٔ آمریکایی رابرت ماسی در این کتاب، با بررسی دقیق و جامع و تحقیق کامل، زندگی نیکلای دوم و الکساندرا را توصیف کرده است، با استناد به خاطرات و یادداشت‌های افرادی که مستقیما با امپراتور و همسرش در تماس بودند. در این کتاب قدرتمند، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، رابرت کی ماسی، خوانندگان را به دنیای خارق‌العاده امپراتوری روسیه بازمی‌گرداند تا داستان زندگی رومانوف‌ها را روایت کند: ساده لوحی سیاسی نیکلاس، وسواس الکساندرا به عارف فاسد راسپوتین، و زندگی الکسیس کوچک. مبارزه شجاعانه با هموفیلی در مقابل پس‌زمینه‌ای مجلل از تجمل و دسیسه، ماسی درام قدرتمندی از شور و شوق و تاریخ را به نمایش می‌گذارد – داستان یک امپراتوری محکوم به فنا و خانواده‌های سلطنتی مرگ‌بار که شاهد فروپاشی آن بودند.

آموزش و پرورش ابتدایی، راهنمایی تحصیلی و متوسطه

8,000 تومان
نویسنده احمد صافی مترجم —————– نوبت چاپ 20 تعداد صفحات 252 نوع جلد شومیز قطع وزیری سال نشر 1402 سال

آموزش و پرورش تطبيقي

78,000 تومان
آموزش و پرورش تطبيقي نویسنده دکتر بهرام محسن‌پور مترجم —————– نوبت چاپ 8 تعداد صفحات 156 نوع جلد شومیز قطع

چشمهایش و ملکوت

110,000 تومان
کتاب چشمهایش و ملکوت نوشته جعفر مدرس صادقی توسط انتشارات مرکز با موضوع ادبیات، ادبیات داستانی، رمان، داستان های فارسی به چاپ رسیده است. بخشی از متن کتاب «بهرام صادقی نه اهل سیاست بود و نه هیچ سر و کاری با هیچ محفل و دار و دسته‌ای داشت. حتا کافه هم نمی‌رفت. قهوه‌خانه می‌رفت و به جاهای پرت و پلا. اما دوستان دلسوز و روشنفکری که در کمین او بودند او را پیدا کردند و به کافه‌ها بردند و به جلسه‌های ادبی و شعرخوانی و داستان‌خوانی کشاندند. هرچند این تلاش‌ها به جایی نرسید و اگر هم به جایی رسید، دوام چندانی پیدا نکرد. حتا وقتی که دوستان تصمیم گرفتند داستان‌های پراکنده‌ای را که در مجلّه‌های سخن و فردوسی و صدف و کتاب هفته چاپ کرده بود جمع و جور کنند و یک مجموعهٔ آبرومندی برای او ترتیب بدهند، خودِ او در دسترس نبود و در گرداوری و ویرایش متن داستان‌هایی که داشت چاپ می‌شد هیچ نظارت و مُراقبتی نکرد و هیچ نقشی نداشت. سالها پیش از انتشار این مجموعهٔ آبرومند و یکی دو ماه پیش از آن که دستنوشتهٔ «ملکوت» را به دست چاپ بدهد، در نامه‌ای به ابوالحسن نجفی می‌نویسد «به دنیای ذهنی خودم پناه برده‌ام» و از احساسی حرف می‌زند که از کودکی با او بوده است و این اواخر در وجودش به شدّت قوّت گرفته است. می‌گوید «از همان اوایل بچگی گاهی حس می‌کردم مثل این که روی زمین نیستم، یعنی به فاصلهٔ چند سانتی‌متر از خاک قدم برمی‌دارم...» و تعریف می‌کند که یک روز آفتابی که با خانواده رفته است باغ و دسته جمعی نشسته‌اند روی ایوانی که جوی آبی از کنارش می‌گذرد، ناگهان احساس می‌کند که سرش داغ شده و خودش را می‌بیند که سبک شده و از روی قالی بلند می‌شود و به هوا می‌رود. «همه چیز وضوح خودش را از دست داد و مه عجیب و غریبی سراسر باغ و گُلها و ایوان را گرفت و همه چیز حاشیه‌دار شد و من احساس کردم که وجودم از خودم مثل این که جدا شد و دیگر در دنیای پدر و مادرم و بچه‌ها و باغ نیستم، مثل این که به جای دیگری رفته‌ام... بعداً به من گفتند که تکانم داده بودند و من فوراً خوب شدم.» اما او هرگز خوب نشد. این واقعه هر چند سالی یک بار تکرار می‌شد و تا بزرگسالی و تا زمانی که این نامه را می‌نوشت و تا سالها بعد ادامه پیدا کرد. به قول خودش، احساس «بیگانگی» به «همه چیز» و تنهایی: «تنهای تنهایم. دیگر همه‌شان را شناخته‌ام... ولشان کن!» عین همین واقعه را در «ملکوت» از زبان «م.‌ ل.» روایت کرده است: «دوازده سال داشتم و با خانواده‌ام به باغ رفته بودیم. آن روز که در ایوان باغ نشستیم و من با گلهای سرخ باغچهٔ جلو ایوان بازی می‌کردم. جوی آب از کنار باغچه می‌گذشت و پونه‌های خودرو عطر خود را با نسیم تا دوردست می‌فرستادند، بچه‌ها پشت سرم به جست و خیز و بازی مشغول بودند و من باز هم از آنها کناره گرفته بودم. چیزی بود که مثل همیشه مرا بسوی انزوا و تنهایی می‌کشاند. ناگهان مادرم از قفا صدایم زد و در همین وقت بود که غنچه‌ای در انگشتانم له شد. دستم از تیغ خار آتش گرفت و من فریاد زدم می‌سوزد.... همه چیز زرد شد و پرده‌ای نگاهم را کدر کرد و مثل اینکه کمی از زمین بلند شدم. سرم گیج رفت و گرمای کشنده‌ای در سراسر بدنم لول خورد...» دکتر حاتم «ملکوت» هم که به دوست و دشمن و آشنا و بیگانه آمپول مرگ تزریق می‌کند، سرش پیر است و تنش جوان و میان مرگ و زندگی در نوسان است. می‌گوید «یک گوشهٔ بدنم مرا به زندگی می‌خواند و گوشهٔ دیگری به مرگ...» و می‌گوید «درد من این است. نمی‌دانم آسمان را قبول کنم یا زمین را... هر کدام برایم جاذبهٔ بخصوصی دارند...» احساس «انزوا» و «تنهایی» دوران کودکی به اندیشهٔ «مرگ» و «نیستی» در جوانی مُنجر شد. از همان سالهای آخر دبیرستان فکر خودکُشی در میان دوستان و همشاگردی‌ها قوّت گرفته بود. یک جور بازی و مسابقهٔ خودکُشی پیش آمده بود. منوچهر فاتحی یکی از دوستانی بود که چند بار تهدید به خودکُشی کرد، اما خودش را نکُشت. تا لب‌لب مُردن رفت، اما زنده و صحیح و سالم برگشت. یکی از همشاگردی‌ها همهٔ تقصیرها را به گردن معلّمی می‌اندازد که از رشت آمده بود و «اگزیستانسیالیست» بود و طرفداران فراوانی پیدا کرده بود. به این دار و دستهٔ ناامیدی که مُدام دم از خودکُشی می‌زدند «اگزی» می‌گفتند.» فهرست کتاب چشمهایش زمین هوا بزرگ علوی: ورق پاره ها و داستان های دیگر بهرام صادقی: قنقنه ها و داستان های دیگر یادداشت

کتاب فرامین تاسیس، اداره و انحلال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان

75,000 تومان
"فرامین تاسیس، اداره و انحلال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان" اثری است از "کاوه بیات" که پنجاه و هشت سند تاریخی مهم را از سیاست‌های شوروی در قبال آذربایجان شامل می‌شود و اطلاعات گرانبهایی را از وقایع سال‌های 1320 تا 1325 هجری شمسی در اختیار خوانندگان و پژوهندگان قرار می‌دهد.حزب دمکرات آذربایجان به عنوان یک حزب سیاسی محلی در آذربایجان ظهور کرد. این حزب خواستار نوعی خودمختاری محلی بود و از حمایت اتحاد جماهیر شوروی برخوردار بود. دلیل حمایت اتحاد جماهیر شوروی ایجاد فشار برای کسب امتیاز نفت شمال بود. اما هدف اصلی روس‌ها از گرفتن امتیاز نفت شمال، نفوذ به مناطق شمالی ایران و آذربایجان ایران بود که برای جلوگیری از توسعه خاک ایران به پایگاه امپریالیستی علیه شوروی صورت گرفت.از دیدگاه رهبران شوروی، اگرچه رضاشاه برکنار و تبعید شد، ترکیب طبقاتی سیاستمداران ایرانی همچنان شامل اشراف زمیندار، محافظه‌کاران و همچنین نخست‌وزیران و وزیران بود. اتحاد جماهیر شوروی نماینده خود را برای دریافت امتیاز نفت شمال فرستاد، اما دولت ایران حاضر به گفت‌وگو در این باره نبود و مجلس ایران طرحی را برای ممنوعیت واگذاری هرگونه امتیاز نفتی به شرکت‌های خارجی تصویب کرد. این اقدام مجلس ایران از سوی سران شوروی غیردوستانه تلقی شد و موجب نگرانی آنان در مورد امنیت مرزهای مشترک خود با ایران شد. این موضوع و همچنین عوامل داخلی مانند آشنایی آذربایجانی‌ها با افکار سوسیالیستی به دلیل مرز مشترک با اتحاد جماهیر شوروی، ستم ملی در دوران سلطنت رضاشاه، فقر، حزب توده و آزادی اتحادیه‌های کارگری و سرانجام مبارزه دهقانان با زمین‌داران و فئودال ها، زمینه ظهور حزب دموکرات آذربایجان را فراهم کرد. "کاوه بیات" در این اثر سعی داشته که به طور جامع به علل داخلی و خارجی و نیز عینی و ذهنی ظهور حزب دموکرات آذربایجان بپردازد و ماهیت آن را بررسی کند. بنابراین با تجزیه و تحلیل "فرامین تاسیس، اداره و انحلال حکومت فرقه دموکرات آذربایجان"، این حزب را از منظری جدید و مدرن بررسی نموده است.