بنگر فرات خون است
"بنگر فرات خون است" آخرین رمان یاشار کمال نویسنده شهیر ترکیه است. این کتاب نخستین کتاب از سهگانه جدید این نویسنده ترک تحت عنوان "قصه جزیره" است که میتوان هر جلد آن را مستقل از دو جلد دیگر خواند. داستان این کتاب فضایی روستایی دارد که وقایع آن در قرن گذشته و زمان جنگهای ترکها و یونانیها میگذرد. یاشار کمال نویسندهای است که فضای داستانهایش اکثراً در روستاهای کشورش رخ میدهد اما روستایینویسی او برای خواننده کتاب از هر ملیتی که باشد قابل درک است.
او در این داستان نگاهی رئالیستی به قصه دارد اما دلیلی نشده که به سراغ مکتبهای دیگر نرود. مترجم کتاب "علیرضا سیفالدینی" پیش از این در کارنامه خود ترجمه دو رمان دیگر از نویسندگان ترکیه را دارد: "زخمی" نوشته اردال و "عشق روزهای بلوا" نوشته احمد آلتان.
نوسترومو
مضمون تعدادی از برترین آثار « جوزف کنراد » تنهایی است . این مضمون در « نوسترومو » نیز آشکار است . این کتاب در حقیقت ، بررسی عمیق و ظریفِ تأثیرات فاسدکننده سیاست و منافع مادی بر روابط انسانهاست . شخصیتهای این رمان پنداری هر یک صاحب تاریخی مجزا و منحصر به فرد هستند . « چارلز گولد » تجلی شخصیت حقیقی یک استعمارگر اروپایی است ؛ سرد و بیاحساس و منطقزده . زندگی همسرش ، خانم گولد ، نیز در یک سرزمین خیالی در امریکای جنوبی به فاجعه تبدیل میشود ، فاجعه ناشی از تنهایی و عدم ارتباط . ویژگی این رمان عظمت و ساختار دقیق این رمان است .
زبان به مفهوم ادبی کلمه چالشبرانگیز نیست ، بلکه تمهیدی است برای توصیف و تشریح ، توصیف مکانها و شرح انگیزهها و شخصیتها . « یوزف تئودور کنراد » در سوم دسامبر ١٨٥٧ در لهستانی که در آن زمان تحت فرمان و سلطه روسیه بود به دنیا آمد . ایده نگارش رمان « نوسترومو » زمانی به ذهنش رسید که یکی از دوستان صمیمیاش در مورد ملوانی در آمریکای جنوبی داستانی میشنود ؛ در این داستان ، ملوان واقعی مردی پست است که دست به دزدی نقره میزند و حتی به هنگام مستی و از خود بیخودی در مورد این کارش لاف میزند . دیگر آثار این نویسنده عبارتند از « مأمور مخفی » ١٩٠٧ ، « از چشم غربی » ١٩١١ ، « شانس » ١٩١٣ ، « پیروزی » ١٩١٥ ، « دل تاریکی » ، « طوفان » و « جوانی » .
مرز سایه
درباره این رمان – مرز سایه – نوشتهاند که دستمایهاش تجربه خود نویسنده بوده است . گویا کنراد در دورهای که زندگیاش را عمدتاً بر پهنه دریا میگذرانده ، ناگهان بدون هیچ دلیل مشخصی کار خویش را رها میکند و حتی بعد از مدتی دچار تشویش و بیتابی عصبی میشود . در همین اوضاع به شکلی ناگهانی به او پیشنهاد میشود که فرماندهی یک کشتی به نام « اوتاگو » را بپذیرد و کنراد این پیشنهاد وسوسهانگیز را میپذیرد ، چون از این طریق میتواند در جوانی برای نخستین بار ناخدایکم یک کشتی باشد ، مقامی که معمولاً به افسران جوان پیشنهاد نمیشده است گویا در آن زمان بیماری مرموزی در میان ملوانان شیوع داشته است .
در تمام آثار کنراد یک شخصیت مرموز وجود دارد و نمود این شخصیت در بعضی از آثار او که جزو بهترین کارهایش هستند به مراتب بیشتر از آثار دیگر و اغلب پرحجمتر است . در آثار او تاریکی حضوری همیشگی و کاملاً نمادین دارد . تاریکی مثل حجمی غلیظ و متراکم و هوشمند است که سیلان مییابد و به تدریج دل و روح و ذهن و اندیشه مردان کنراد را اشغال میکند .
رویای آمریکایی
نرون دروغین
در روز ششم ماه مارس که سناتور «وارو» به سوی کوشک حکومتی ولایت سوریه، این استان ثروتمند و حاصلخیز امپراتوری روم به راه افتاد. عابران تخت روانِ حامل او را تا مدتها با نگاه بدرقه کردند تا این که... .
به استناد تاریخ، در دوره کوتاه حکومت امپراتور تیتوس یعنی دوازده سال پس از مرگ نرون در متصرفات شرقی امپراتوری روم، مردی ظاهر شد که ادعا میکرد امپراتور نرون است. البته همه داستان خودکشی نرون در سال ٦٨ میلادی را شنیده بودند. اما با توجه به نحوه مشکوک مرگ او، بارها در همه جا و به ویژه در سرزمینهای شرقی، این شایعه رایج شد که نرون زنده است و دوباره بر تخت سلطنت خواهد نشست. باری این مرد ادعا کرد که نرون زنده است و اینک بازگشت به روم را تدارک میبیند. رمان نرون دروغین در سال ١٩٣٦ نوشته شد و یکی از موثرترین و رساترین آثار ادبی ضد فاشیستی بود که به ویژه در کشورهای انگلوساکسون مورد توجه و تحسین فراوان قرار گرفت و در تیراژ بالا منتشر شد. نویسنده هدفی را در این کتاب دنبال میکند که خواننده با خوانش این کتاب درمییابد که او به چیزی به مراتب فراتر از نکوهش هیتلر و همدستان جنایتکارش میاندیشید.
کاکاسیاه کشتی نارسیوس
کنراد در رمان « کاکا سیاه کشتی نارسیسوس » که هنری جیمز آن را زیباترین و مؤثرترین تصویر زندگی در دریا در زبان ( انگلیسی ) توصیف کرده است ، جمعی از جاشویان و فرماندهانشان را در معرض شومترین پدیده دریایی که طوفانی طولانی و بسیار قدرتمند است ، قرار میدهد و واکنشهای آنها را تحلیل میکند . کمتر رمانی است که در آن چنین بخش قابل توجهی به حوادث طبیعی و واکنشهای جسورانه و قهرمانانه شخصیتها اختصاص یافته باشد ، اما این رمان به هیچوجه رمان حادثهای نیست و در آن از طوفان و آشفتگی دریا فقط به عنوان پیشزمینهای برای درک شخصیت انسان و تحلیل مضامین اخلاقی و انسانی بهره گرفته شده است . با این حال ، خود طوفان نیز در رمان شخصیت خاص خود را دارد ، به مثابه محرکی که مردان روی کشتی را به برملا کردن درونیترین احساسات و ناشناختهترین انگیزههای انسانی یا ضد انسانیشان وا میدارد
یک گربه، یک مرد، یک مرگ
<< یک گربه،یک مرد، یک مرگ>> بازگویی دوروایت مختلف از یک واقعه است: سامی که پس ازتحمل زندان وشکنجه درترکیه به سوئد گریخته وپناهنده سیاسی شده است، همراه بادیگر پناهند گانی که ازکشورهای مختلف به آن جا روی آورده اند، دریخبندان استکهلم زندگی سردی راتجربه می کند. اوکه به دنبال یک عارضه روانی بستری شده دربیمارستان به یک وزیر سابق برمی خورد واین همان کسی است که گذشته تلخ سامی و آینده مبهم اورارقم زده است. سامی که از رفتار گربه ای به نام سیریکیت تاثیل پذیرفته ، درصدد انتقام بر می آید... ... شاهکاری واقعی که هم به لحاظ تکنیکی دراوج است وهم سرشار ازژرف کاوی های روان شناختی است. رمانی است که تنگنای گزینش میان کشتن وبخشودن رابه نیکوترین وجه تصویر کرده است.
فرار کن، خرگوش
جان هویر آپدایک در تمام آثارش، بخصوص چهارگانه خرگوش، به مضمون رنجکشیدن و تنها ماندن شخصیت اصلیاش در برابر ارزشهای کذایی زندگی عامه میپردازد. هری آنگستروم، ملقب به خرگوش، موجود همیشه فراری و گریزان، از مفهوم واقعگرایانه عشق در کانون خانوادهاش و در اجتماع دلزده و سرخورده میشود. مثل پرومتهاوس اساطیر یونان سر به شورش برمیدارد، اما شورش بیپشتوانه فرجامی چون فرجام سیزیف دارد،«هری» شورش میکند و شکست میخورد و میگریزد، اما در پایان راه به بلوغ میرسد، یعنی تسلیم میشود، اما تسلیم نه به معنای حقیرانه آن، بلکه به معنای ترک عصیان و جستجوی ارزشهایی دیگرگونه که بتوان با تکیه بر آنها برای واژههایی چون عشق، ایثار، ارزش و زندگی مفاهیمی دیگر گونه کشف کرد. سهیل سمّی مترجم نام آشنای ادبیات جهان تاکنون آثاری متفاوت از نویسندگان بزرگ چون مارگارت اتوود، هنری میلر، ماری رنولت و کازوئوایشی گورو را ترجمه کرده است. او بهخاطر ترجمه کتاب «اپرای شناور» نوشته جان بارت، نویسنده آمریکایی، برنده جایزه بهترین ترجمه آثار داستانی غیر ایرانی از جایزه ادبی روزی روزگاری در سال ٨٧ شد.